این یک نوار ضبط شده است…

پسر کنار من نشسته است.تاکسی توی ترافیک به سمت هفت تیر میرود و پسر توی تلفونش زمزمه میکند>

دو تا راه حل داری.یا قبول میکنی یا قبول میکنی.

ظاهرا دختر از ان طرف بهانه میاورد که نمیتواند بیاید بیرون وپسر بهش اصرار میکند که بیاید.هیچ کدام کوتاه نمی ایند .نیم ساعت توی ترافیک بیست تا جمله بیشتر تکرار نمی شود  .تکرار تکرار …یک مکالمه که بالغ تویش ناپیداست.پسر مراقب است علیرغم همه اصرار هایش مرد بماند.که یکوقت نگوید دوستت دارم و مطلقا وارد مکالمه واقعی نشود.جمله ها همان جمله هاییست که از برادر بزرگ و پسر عمه و ..یاد گرفته است.جمله هایی که در واقع یک تعامل بین دو نفر نیست بلکه پخش نوار ضرب شده ایست که سالهاست ادامه دارد.

ما دخترها عادت کرده ایم که این نوار های ضبط شده را بشنویم و فکر کنیم داخل رابطه ایم..فکر کنیم داریم حرف میزنیم..فکر کنیم..

کی قرار است ما این نوار ضبط شده در مغزمان را خاموشکنیم و خودمان..با صدای خودمان با کلمات خودمان توی یک رابطه حرف بزنیم؟

Advertisements

8 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. Karen
    دسامبر 06, 2010 @ 03:17:05

    !Ye chizi baram ajibe,albate ziad be in mozoo rabti nadare

    Chera baazi az khanoomha agahane Doost daran gool bokhoran ya Doroogh beshnavan

  2. marzieh
    نوامبر 26, 2010 @ 17:58:31

    jeirane aziz kheili khoshhalam ke umad iran va kheili narahat ke poste marbut be gharar ro dir khundam va behesh naresidam. kheili dus dashtam bebinamet va bahat harf bezanam. mishe hamchin gharari ro 2bare tekrar kard?

  3. barayeto
    نوامبر 26, 2010 @ 15:16:42

    سیاوش جان بدترش اینه که حس میکنند باید در دفاع از حقوق جنسیتیشون با من بجنگند.انگار حالا من گفتم چون پسره اینجوریه و ما دخترها خیلی خوبیم و اصلا وارد اسین دیالوگ نمیشیم!! بعضی وقت ها شک میکنم که ادم ها واقعا مطالب من رو میخونند؟

  4. siavash
    نوامبر 25, 2010 @ 21:41:18

    جیران یه وقتایی کامنت های وبلاگت رو که می بینم عمیقا برای نسل خودم نگران می شم …انگار روز به روز – نرود میخ آهنین در سنگ – رنگ و روی واقعی تری به خودش می گیرده و آدم ها به خیابون ها ی یک طرفه و به موجودات کپی و غیر ارژینال تبدیل می شن .
    ناراحت کننده تر اینه که بعضی ها به اینطور رفتار های شبه قبیله ای اصالت میدن .

  5. فرهادو
    نوامبر 25, 2010 @ 01:33:17

    «پسر مراقب است علیرغم همه اصرار هایش مرد بماند.که یکوقت نگوید دوستت دارم و مطلقا وارد مکالمه واقعی نشود.»
    شما از کجا می دانی مکالمه «واقعی» درباره ی عاشقیت بوده. شاید قضیه پسره فقط سکس می خواسته؟

  6. ایمان
    نوامبر 24, 2010 @ 22:52:18

    با سیامک کاملاً موافقم!
    چرا فکر نمی کنید بسیاری حرف های دخترها هم تکراریست….اصلاً قرار است چه چیز عجیب و غریبی هر دو طرف چنین رابطه هایی برای هم داشته باشند؟؟؟آن هایی که باید برای هم داشته باشند ندارند این خاله بازی ها که دیگر چیزی غیر از همان حرف ها و کارهای خاله بازی های اولیه اش چیزی برای گفتن ندارد!
    به ایران خوش آمدین!

  7. siamak
    نوامبر 24, 2010 @ 21:06:34

    این شرایط برای دخترا هم هست گه حرفی رو که یاد گرفتن بدون سنجش شرایط مدام تکرار میکنن.ولی به نظر من هر دو طرف اگه به بلوغ فکری و اجتماعی رسیده باشن این شرایط پیش نمیاد.

  8. دست ها
    نوامبر 24, 2010 @ 19:51:13

    یه دلیلش شاید اینه که ماها می خوایم همش خودمونو سانسور کنیم.میترسیم اگه خودمون باشیم به مذاق بقیه خوش نیاد.عادت کردیم به دورو بودن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s