ای لاو «تو»

میروی برای «تو» صندل بخری.یک جفت صندل زنونه میبینی که عین اونایی هستند که میخواهی برای اون بخری.برای خودت هم یک جفت صندل میخری. بعد هم هی صندل هات رو میذاری کنار صندل هاش و میگی:هه عین همن.همو دوست دارن صندل ها… که یادش بره تو ده جفت صندل دیگه هم داری .اما اون همون یک جفت رو داره.

میری لباس فروشی برای او یک بلوز مردونه بخری، برای خودت سه تا پیرهن میخری میذاری رو بلوز مردونه میایی بیرون.

یه کارت ای لاو یو براش میفرستی با اینترنت  که توش نوشته فردا برام ماکارونی درست کن.

صبح ها تو رختخواب قل میخوری و هی میگی من کوچولوام تو چایی درست کن.و هر چی زمان میگذره هیچ بزرگ نمیشی که یه وقت مجبور نباشی چایی رو تو درست کنی.

به هر شیی از درخت کنار خیابون گرفته تا کاترین زتا جونز و نقاشی پیکاسو و شکلات تلخ  توجه  نشون داد حسودی میکنی.

تا بهت گفت بالا چشمت ابروئه میزنی زیر گریه و میری تو تخت اینقدر تو بالشت الکی گریه میکنی که بیاد نازت رو بکشه.

به زور جمله :تو من رو دوست نداری مجبورش میکنی دستپخت بد مزه ات رو بخوره.

….البته یادتون نره که هر از چند گاهی هم  یک سخنرانی درباره رنج هزاران ساله زنها و ناخوداگاه تاریخی مورد خشونت واقع شده و… ایراد کنید  که مجبور نباشید جایی رو جارو یا تمیز کنید.

راستش من بعضی وقت ها از خودم می پرسم چرا تو، من رو انتخاب کرد برای اینکه بیاد باهام زندگی کنه؟

خیلی گناه داره که من عاشقشم نه؟

Advertisements

6 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. barayeto
    سپتامبر 27, 2010 @ 11:29:30

    مهشید!!!!!

  2. mahshid
    سپتامبر 26, 2010 @ 23:12:41

    خیلی خوشبخته که عاشقشی …… «تو» خیلی خوشبخته که گلی مثل تورو داره

  3. علیه
    سپتامبر 26, 2010 @ 19:16:58

    مطلبت عالی بود!
    منم این سوال رو این اواخر که دوست داشتن عمیق کسی برام ثابت شده و قلبم تند تند براش میزنه خیلی از خودم میپرسم
    وقتی از خودش میپرسم میگه دوست داشتن دلیلی که بشه به کلام بیانش کرد نداره! من تو رو اسه خودت دوست دارم نه اینکه چون فلانی و بیساری و بهمانی. . .
    ولی امروز فهمیدم کسایی که زیاد این سوال رو از خودشون میپرسن خودشون و دوست ندارن! 😦

  4. 1netlife
    سپتامبر 26, 2010 @ 10:56:17

    منم بعضی وقتها مثل حرفی که زدی دلم برای همدم می سوزه! گناه داره من زیادی دیوونه ام 🙂
    موفق باشی**
    از توی گودر همیشه پیگیر نوشته هات هستم اما دیگه الان گفتم بیام یه خودی نشون بدم، این گودر بد عادت کرده ما رو!

  5. خانومچه
    سپتامبر 24, 2010 @ 14:01:13

    ای جان دلم! چقدر حال کردم با این نوشته. هیچوقت بزرگ نشو.
    آی لاو یو و تو، جفتتون رو! دلم لک زد براتون.
    راستی خواهر عجب انقلابی کردی تو وبلاگت! چه بر و رویی! حسودیم شد. شوخی کردم. مبارکه، خیلیییی خوشگل شده.
    وبلاگ من که تاریخ مصرفش گذشته.
    راستی خواستی قرار تلفنی بذاری ایمیل بده عزیزم.

  6. لاتاری
    سپتامبر 24, 2010 @ 12:42:32

    هر کدوم از ما دوستداشتنی هستیم اما اینکه چرا فکر می کنیم نباید دوست داشته بشیم یا غیر قابل تحملیم نمی دونم از کجا نشات می گیره

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s