تاپ لس و النده

امروز رفته بودیم کنار دریا شنا و افتاب گیری.

چشمتان روز بد نبیند..کباب شدم .الان پشتم بد جوری سوخته و در نتیجه فقط در وضعیت  قوزی میتونم بنشینم….اما ان رو نمیخواستم بگم.میخواستم بگم همینجور که زمان میگذره(چون من سالی یکبار میرم ساحل نتیجه تحقیقاتم به سال تغببر میکنه) تعداد تاپ لس ها در ساحل بیشتر میشه.تاپ لس که میدونید یعنی اونایی که از قسمت بالای مایو استفاده نمی کنند.

راستش برای من یک کمی غریب است این قضیه.نه به خاطر تاپ لس بودنش ..نه! خیلی جاهای دنیا خیلی آدمها  اینجوری  دریا میروند و هیچ مشکلی هم نیست.منتهی اینجا این قضیه یک کمی عجیب است.یعنی برای من.مثل این میماند که توی ایران تاپ لس بروی دریا.متوجهید؟ اولا که مردم توی ساحل در هم میلولند .یکعالمه  چشم شما را نظاره میکنند  .بچه ها با دست م.م.ه های شما را به هم نشان میدهند.نوجوان ها برایتان سوت میکشند و شما  در حالیکه کاملا به وجود ان دو عضو مفتخرید دارید مثلا تنیس بازی میکنید در حالیکه خودتان اینقدر متوجه قضیه هستید که مدام توپ از دستتان در میرود.

اخر شما تصور کنید.وسط یکعالمه خانم و آقای مسن …یک خروار زوجهای زود ازدواج کرده که به غلط کردن افتاده اند از فشار زندگی اما کاری از دستشان بر نمی اید چون  در بیست و سه سالگی دو تا بچه دارند .بین لات و لوت و کولی و کثافات شیمیایی آب و بطری شکسته ساحل و مردمی که  اینقدر با خودشان ساندویچ اورده اند انگار که توی سریال لاست هستند و مرغ دریایی های کور و لنگ و کچل  و بچه های زر زرو  و… باد مدیترانه که  ادم را از جا میکند دیگر تنیس بازی کردنتان چیست.مشکلم با تاپ لس نیت با اینست که این آدم ها داخل این کانتکست به شدت سنتی و با عقاید سنتی ژست های مدرن میگیرند و بعد هم که شوهر کردند این عکس های تاپ لس را قایم میکنند و زندگیشان میشود محدود به آشپز خانه.فکر میکنم آدم میرود ساحل که ریلکس بشود

که احساس بهتری پیدا بکند.اخر اگر با م.م.ه  بیرون مانده احساس بدتری داری چرا باید خودت را مجبور کنی مدرن باشی؟بابا..مدرن نباش…دست از شن ریختن روی جل و پلاس ما هم بردار.

نکته دوم هم اینست که امروز سالگرد مرگ سالوادور آلنده است.سالگرد کودتای شیلی به وسیله پینوشه و با همکاری سیا و گویا با دستور مستقیم نیکسون.این روزها خیلی دارم راجع بهش مطلب میخوانم …من عاشق آلنده ام.شاید یکی از دلایلی که عاشق تو شدم هم این بود که احساس قرابت زیادی بین تو والنده میکردم…اگر زنده مانده بود ..اگر این اتفاق ها نیفتاده بود میرفتم شیلی زندگی میکردم. امشب دلم دو برابر برای تو تنگ شده است مرد آرمان خواه رویایی من…

Advertisements

3 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. tiredpipe
    سپتامبر 13, 2010 @ 11:48:19

    آی گل گفتی. من نمی دونم چرا آدما بعضی وقتا کارایی رو می کنن که راحت نباشند. من توی همه زمینه ها سعی می کنم اون جوری رفتار کنم که خودم راحتم.مثلا یکیش مد لباس، یکیش…

  2. نوشا
    سپتامبر 12, 2010 @ 15:24:15

    آلنده را خوب آمدی. کتاب پائولا ایزابل آلنده را به شدت توصیه می کنم اگر هنوز نخوانده ای. هر چند که ربط خیلی زیادی به خود شخص آلنده نداره اما روزگار شیلی در آن زمان را تصویر می کنه.

  3. رها
    سپتامبر 11, 2010 @ 22:48:25

    کجاست مگه اون‌جا که فرهنگ‌اش مثل ساحل ایران می‌مونه؟! D:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s