خانه ما..

دلم میخواهد یک خانه قدیمی داشته باشم.یک خانه قدیمی کوچک.منظورم از ان خانه قدیمی های تهرانی مثل مال مامان بزرگ پدریم است .از ان خانه تهرانی ها که همینجور از زیر زمین تا ابد به سوی اسما ن میروند و هی توی هر پاگرد یک اتاق جدید  بی قواره هست.دلم میخواهد زیر زمین مال من باشد.بشوداتاق کار من .که بتوانم وسطش را یک حوض کوچک بسازم از کاشی آبی با یک فواره کم ارتفاع . که صدای آب بیاید و بساط چایی هم یک گوشه اش بشود علم کرد  و کتابخانه باشد و سکوت و که  بتوانم همانجا کارگاه برگزار کنم روی مبل هایی که هر کدامشان یک رنگند …و که بچه ها چایی بریزند و بخورند و هر کی هر وقت دلش گرفت بیاید انجا برای خودش بنشیند کتاب بخواند  و البته ساکت باشد و بگذارد من کارم را بکنم.پنجره ها را میدهم برایم مثل ارسی های قدیمی شیشه های رنگی کوچک بیندازند که نور را بشکنند و رنگ بدهند به زیر زمینم.

طبقه بالاییش دوست دارم دو سه تا پله از زمین بالا برود.یک راهرو و دو  اتاق با  در چوبی قدیمی که یکیش را بگذاریم اتاق کتابخانه باشد با یک میز و هفت هشت تا صندلی که تو استفاده اش کنی ومهمان های غریبه را ببری آنجا آن ور هم اشپز خانه باشد. بزرگ و پر نور که به حیاط خلوت یک در داشته باشد یک در سفید از انها که نصفش پنجره  است.یک میز بزرگ از ان چوب های نخراشیده  هم میخواهم  و انورش ، چسبیده به دیوار ،یک نیمکت با بالشت های راحت.طرف دیگرش هم چند تا صندلی مبلی باشد که بشود رویش نشست و با دوستها چای خورد و وراجی کرد. جلو هم ، رو به حیاط نشیمن خودمان باشد  و تلویزیون و ضبط و  که همه چیز راحت باشد تویش.یک کاناپه چاقالوی چرمی..با دو تا مبل راحت گل گلی …و تابلوهای امپرسیونیست ها … از پیسارو..دگا..مونه ..رنوار یا کرویر..

کابینت ها هم دلم میخواهد چوبی باشد .چوب تیره که به کهنگی بزند.از همان چوب نخراشیده .

از پله ها را هم که بالا می روم دلم می خواهد همینطور تابلو باشد به دیوار…احتملا مجموعه ابی رنگ ماتیس..یا  ان مجموعه بدنهایی که دگا کشیده…

طبقه بالا هم دلم میخواهد دو تا اتاق باشد با حمام و دستشویی خودمان .سفید سفید و یک وان گنده و یک حمام ترکی کوچک  هم کنارش .یکی از اتاق ها اتاق کار تو بشود .هر جور دوست داری درستش کنی…سیستم صوتی خوب که دوست داری بگذاری و تلویزیون که موقع کار کردن بتوانی اخبار را هم  بشنوی .حتما دوست داری همه چیز تویش مرتب باشد .متقارن باشد.میز و صندلی تیره باشد ..تابلو ها را هم خودت انتخاب میکنی …گاهی بشود شاید از ان سلیقه بورژوا امپرسیونیستی من امد بیرون…

جلوی این دو تا اتاق یک ایوان باشد که ان ها را به هم وصل کند.یک ایوان بزرگ. که نصفش را شیشه بزنم و یک ماشین بدنسازی بگذارم و نصف دیگرش هم  پر باشد از گل.با یک میز و چند تا صندلی که بشود عصر ها نشست تویش و با هم چایی خورد..یا شاید هم شبهای تابستان هندوانه.کسی چه میداند…

از ان طبقه یک راه پله باریک برود طبقه بالایی.یک اتاق کوچولو.با یک تخت و سرویس خودش.یک مبل …یک میز .کوچولو اما راحت .

اینجا اتاق مهمان است . دوستهایی که از همه جای دنیا قول داده اند بیایند …دخترهایمان وقتی میخواهند راجع به زندگیشان تصمیم بگیرند…شاگرد هایی از خانه هایشان که قهر میکنند.یابرادر زاده تو..خواهر زاده من شاید…که با مامان باباها دعوایشان میشود…

* خوب..خواهرزاده ندارم؟..پول ندارم همچین خانه ای بخرم؟اصلا معلوم نیست بتوانم ایران بمانم؟اصلا معلوم نیست تو بخواهد با من خانه ای داشته باشد؟..

همه این ها را میدانم..اما خداییش شما میتونید مقابل رویای همچین خونه ای مقاومت کنید و به من سر نزنید؟

Advertisements

6 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. mehrnoosh
    ژوئیه 24, 2010 @ 06:59:52

    منم كنار مينو و مريم ساكت و آرووووم مي شينم، تو هم به كارت برس 😉

  2. مینو
    ژوئیه 23, 2010 @ 22:16:49

    خدا کنه زیر زمینش خیلی بزرگ باشه. چون اینجوری من یکی رو که باید به زور از خونت بندازی بیرون…

  3. محبوب
    ژوئیه 23, 2010 @ 00:20:02

    خیلی این خونه رو دوست داشتم…من که حتمن میام…یک حس عجیبی پیدا کردم از این که هیچ ایده ای در مورد خونه ای برای خودم توی ایران ندارم…

  4. بچه خل خلی
    ژوئیه 21, 2010 @ 18:20:38

    من همونجا تو زیرزمین، کنار بساط چایی ساکت می شینم، قول!

  5. Zahra
    ژوئیه 21, 2010 @ 16:19:57

    با سلیقه من خیلی فرق می کنه اما خیلی قشنگ بود. ببینم اتاق خواب خودتون چی شد؟ یا من جا انداختم؟!

  6. نگاه
    ژوئیه 21, 2010 @ 06:15:23

    جيگر من خيلي باحال بود. چند شب پيش خوابتو ديدم. تو خواب داشتم باهات حرف ميزدم ولي يادم نمي اومد كه كي هستي. از خواب كه پا شدم با خودم گفتم: اي بابا ، اين كه جيران بود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s