حاشیه های یک عشق پر درد سر

عشق هایی مثل مال من و «تو » عشق های پر دردسری هستند.عشق هایی که هر لحظه تویشان هزار تا  مشکل هست.ماها ادم هایی هستیم که هی توی راهی که داریم با هم میرویم می ایستیم..به دستی که توی دستمان است نگاه میکنیم و از خودمان میپرسیم

آیا این دستها همان هاییست که باید باشد؟ایا این گامها همان گامهاست؟

ایا این راه همان راه است؟…

خود عاشق ماندن  برای ما به اندازه کافی سخت هست.. اما چیزی که من هرگز تجربه اش نکرده ام حاشیه های عشق است. من سالهاست عاشق تو ام.وقتی توی ایران تو برای از حاشیه های عشق حرف میزدی شانه هایم را بالا می انداختم و میگفتم: برای من مهم نیست.من پای حاشیه ها میایستم.بدم می امد که تو از حاشیه های عشق پروا میکنی.بدم می امد که جلوی همه دنیا نمی ایستی و فریاد نمیزنی که من را دوست داری.کلافه می شدم از دستت.چه ربطی داشت به بقیه؟من بودم و تو…

راستش حالا که داریم با هم زندگی میکنیم میفهمم که حاشیه ها چه بلاهایی می توانند سر آدم بیاورند توی رابطه هایی که با هنجار های سنتی تطبیق ندارد.می فهمم که باید خیلی قوی بود.می فهمم که باید مقابل خیلی چیز ها ایستاد.می فهمم که باید به طرف ایمان مطلق داشت تا بتوان جلوی همه چیز بخاطرش ایستاد.باید خیلی ازش مطمئن بود.نه بابت اینکه تا اخر عمر باهات بماند.نه مثل یک معامله..فقط بابت اینکه وقتی نیش و کنایه ای می شنوی.وقتی نقدی میشنوی بتوانی  به گرمای دستی که توی دستت  است اعتماد کنی .بدانی می توانی مقابل همه قضاوت ها بایستی چون آن ادم پشت تو می ایستد.اما ورای این ها وقتی میخواهی یک رابطه ای را پیش ببری که با سنت های جامعه در تضاد است باید خیلی به خودت مطمئن باشی.ورای ان ادم.که بدانی میتوانی اگر یک روز دست هایت خالی ماند از دست های او باز هم سرت را بالا بگیری.باید به راهت به قدمهایت اعتماد داشته باشی…باید خیلی مبارز بی پروایی باشی …

می دانم حاشیه ها وجود دارند.ایران که بروم حاشیه ها خیلی هم بیشتر خواهند شد..و چیزی ه نمیدانم اینست  که ایا انقدر قوی هستم که بتوانم جلوی همه چیز بایستم یا نه؟مثل ادمی شده ام که ایستاده لب آبشار….راستش احساس می کنم توی این نبرد خیلی تنها مانده ام.

*پس نوشت :دوستای عزیزی که به وبلاگم سر میزنید.من هم به وبلاگ هاتون سر میزنم.قول میدم لاست که تموم شد یه روز بشینم لینکتون کنم.فکر نکنید کلا بیخیال ادب و اینهام…

Advertisements

6 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. ZT
    ژوئن 14, 2010 @ 03:14:54

    یه مشکل بزرگ سنت شکنی همینه که مسیر جدید رو خودت باید راه بندازی. یعنی پا خور نیست که مشخص باشه!

  2. بنفشه
    ژوئن 07, 2010 @ 14:28:04

    عشق و عاشقی برای ما ایرانیها همیشه پر از حاشیه است ولی این حاشیه ها واقعا فقط حاشیه اند.
    من حالا بعد از چند سال زندگی مشترک و بعد از ضربه هایی که ازین حواشی ها خوردم، دارم نگاهم را تغییر میدهم که پارتنرم را در یک قاب خالی ببینم بدون حاشیه!
    آخر این حاشیه ها میتوانند نظرت را نه تنها در مورد پارتنرت بلکه حتی درمورد زندگی هم عوض کنند. البته کار سختی است اما به گمانم اگر ارزش چیزها را یکی یکی مقایسه کنیم میتوانیم راحتتر از کنار حاشیه ها بگذریم.

  3. Hebrown
    ژوئن 05, 2010 @ 00:09:51

    شما كه نوشنه بودي انتي لاستي…
    انگار يه جوري معتاد اين سريال شدين كه حتي وقت ندارين دوستاتونو لينك كنين

  4. من یک متولد دهه ی 60
    ژوئن 04, 2010 @ 21:59:47

    کاملا موافقم با حرفایی که گفتی. اگه نتونیم حاشیه ها رو مدیریت کنیم ممکنه عشقمون هم ضربه بخوره…
    من هم دارم لاست میبینم!! درکت میکنم

  5. تی تی
    ژوئن 04, 2010 @ 10:09:26

    نمیشه قاطیه این همه حاشیه بود و ازشون فرار کرد، اینجا همه به این دید به همه چی نگاه میکن و اگه بخوای غیر از اینم باشی یا همه ازت سواستفاده میکنن یا اگه خیلی خوش شانس باشی مثل دیوونه ها باهات رفتار میکنن
    آدمای اینجا، چه مرد و چه زن با این فرهنگ بزرگ شدن و کاری نمیشه کردش

  6. سینیور زامبی
    ژوئن 04, 2010 @ 03:11:52

    تو که از لاست خوشت نمیاد و روی اعصابته مگه مجبوریبشینی تمومش کنی؟ پس تو هم روی کره ی زمین تنها کسی نیستی که آنتی لاسته

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s