من و دختر توی اینه

تعطیلات از فردا شروع میشود.مال تو..مال من نه.تز نوشتن که تعطیلات ندارد.مثل اینست که با خودت مسابقه گذاشته باشی..توی برهوت…شب هم باشد.اینه ارا دختر مو اشفته توی اینه میگوید.همان که نشسته نزدیک من..و شلوارش را کرده توی جورابش …

من شوق دارم.خانه را تمیز میکنم و ظرف ها را می چینم توی ظرفشویی که تو که امدی بشوییشان.منظم.انجور که دوست داری.میگویی برای شستن ظرف ها باید منظم باشند.مثل همه چیز دیگر  که دوست داری نظم داشته باشد…بعضی وقت ها بی نظمی من و نظم تو که با هم توی خانه میجنگند  دختر مو اشفته توی اینه تعجب میکند که چرا  من و تو هم را نمیکشیم… تعجب میکند  که چرا با اینهمه تفاوت خودمان  با هم نمیجنگیم…نظم و بی نظمیمان که میجنگند بعضی وقت ها از خودش میپرسد: چطور اینقدر با هم خوشبختند؟نمیتوانم جواب سوالش رابدهم.عادت دارد به غر زدن..به شک کردن به عشق من به تو این دختر مو اشفته توی اینه و وسواس انداختن به جان من سر اینکه تو داری زیادی از خودت مایه میگذاری یا نه…و سر اینکه کی کی را بیشتر دوست دارد… عادت دارم به غر غر مدامش…

هوس کرده موهایش را قرمز کند… هر چند میداند که احتمالا من موافقت نخواهم کرد…اما از توی اینه با قیافه ی بد جنس به من زل زده است و وسوسه ام میکند .فردا تعطیلات شروع میشود و یکعالمه برنامه دارم.خانه را هم به استقبال تعطیلات جارو کرد ه ام….هر چند  دختر مو اشفته توی اینه بهم یاداوری میکند که همیشه از 50 تا برنامه ای که میریزم 25 تایش رابه خاطر اینکه صبح حال ندارم به موقع از خواب بیدار شوم کنسل میکنم…تعطیلات عید ..عین حال و هوای تهران است قبل از عید..پر از درخت های کاج واقعی( نه مثل شهر قبلی پلاستیکی) که بویش مست میکند ادم را..ادم هایی که دارند هول هول خرید می کنند  و مهمانی هایی خوشبختانه   مثل دانه های تسبیح پشت هم چیده شده اند و تنهایی را از یاد ادم میبرند.

باید برای شب یلدا اجیل و انار بخرم….اهنگ خواننده کولی مآب  مورد علاقه دختر مو اشفته توی اینه از کامپیوتر پخش میشود …خانه تمیز است….ظرف ها را هم که گذاشته ام برای تو…عدسی که به عنوان ناهار برای خودم بار گذاشته ام شور شده.دلم میخواهد پنیر گودا رویش بریزم که ندارم… تصویر مو اشفته توی اینه چانه اش را به زانویش تکیه داده و رفته توی رویا…باید بلند شوم ناهار بخورم.باید صدای این خواننده کولی را که دیگر دارد عربده میکشد خفه کنم.. امسال هر طور شده دختر و اشفته را هم با خودم به مهمانی ها میبرم.نمیگذارم بماند توی خانه هی فکر کند و فکر کند و بعدا من را با زهر حرف هایش مسموم کند.هوا پر از بوی عید است..من  ذوق زده  ام وپر از نقشه هاییکه یکعالمه اش عملی نمی شوند و دختر مو اشفته تو اینه دارد به قرمز کردن موهایش فکر میکند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s