موهای سفید

اولین موی سفید که سر و کله اش پیدا میشود ، دلت هری میریزد.انگار یکدفعه یک چیزی توی دلت خالی میشود .یکدفعه حس میکنی که عمرت دارد میگذرد و با وحشت به این فکر می افتی که موهای سفید را پنهان کنی. اولی ها را کوتاه میکنی.انقدر کوتاه که زیر موهای سیاه پنهان بشود. رنگ کردن مو که یک زمانی تفنن بود و تنوع ، میشود نیاز روزانه ات.انگار باید به خودت بقبولانی که جوانی و زیبایی ای که از دست میدهی را میتوان با این چیز ها پوشاند.سنت که بالا میرود این، ترحم انگیز تر میشود.چروک های پوستت با رنگ موهای تیره ای که انتخا میکنی نمیخواند و وحشت از پیری نگار نمیگذارد این کنتراست را ببینی.

توی این مدتی که اروپا بوده ام موهای سفید توی سرم پیدا شده اند.سی و یک سالگی سنی نیست که از داشتنشان تعجب کنی… دیگر وقتش است انگار…. کامپیوتر را که روشن کردم تا بیاید بالا، انعکاس صورتم را توی صفحه سیاه نگاه میکردم و موهای سپیدی را که  هر چند کم تعداد حالا به راحتی قابل تشخیصند.فکر کردم به زمانی که از پیدا شدم اولین موی سپید دچار حمله ی وحشت شدم….و به اینکه حالا موهای سپیدم را هم دوست دارم.شاید از ان روزی که شانه بالا انداختی و بهم گفتی که دغدغه هایی مهمتر از موهای سپید باید برای من مهم باشند…نه !..هنوز از پیری…از اینکه » تو » من را نخواهی.از چروک هایی که خواهند امد و از مرگ وحشت دارم …اما نمیدانم چرا برای اولین بار امروز فکر کردم که موهای سپیدبدون رنگ کردن هم میتوانند قشنگ باشند….

*پ.ن : بعد از این مداقه رفتم بیوگرافی سوزان سونتاگ که همیشه نوع سپیدی موهایش را دوست داشتم خواندم.بد نیست سری  بزنید.اگر کسی حا و حوصله اش را داشت مطلب را ترجمه کند….به زبان مغولی هم مرجع دارد ..اما به فارسی ندارد.

Advertisements

7 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. سمانه
    نوامبر 16, 2009 @ 09:00:57

    تنها خوبی اینکه اولین موهای سفید رو در 22 سالگی ببینی اینه که احساس نمی کنی پیر شدی!

  2. دارا
    نوامبر 15, 2009 @ 20:08:53

    jehate etelaa e Makan e aziz

    Sontag, born Susan Rosenblatt, was born in New York City to Jack Rosenblatt and Mildred Jacobsen, both Jewish Americans. Her father ran a fur trading business in China, where he died of tuberculosis when Susan was five years old. Seven years later, her mother married Nathan Sontag. Susan and her sister, Judith, were given their stepfather’s surname, although he never formally adopted them.

    یادآور میشم نام پدر و مادر اصلی ایشان زونتاگ نبوده بلکه نام ناپدری اطریشی ایشان زونتاگ ، به معنی روز افتابی بوده است. زونتاگ شما که به معنی یکشنبه میباشد دارای 2 حرف N میباشد.

    lieber makan, vielen Dank für Ihre Aufmerksamkeit. aber lesen Sie bitte die folgende Verbindung. das wird Ihnen helfen, mehr über die Frau sontag. vielleicht zu wissen, Ihre Frau SONNTAG ist eine andere Frau sontag

  3. makan
    نوامبر 13, 2009 @ 11:23:55

    jehate etlae DARA:

    Susan SONTAG (* 16. Januar 1933 in New York; † 28. Dezember 2004 ebenda) war eine amerikanische Schriftstellerin, Essayistin, Publizistin und Regisseurin. Sie war bekannt für ihren Einsatz für Menschenrechte sowie als Kritikerin der gesellschaftlichen Verhältnisse und der Regierung der Vereinigten Staaten von Amerika.

    SONTAG name famil ast
    SONNTAG ham yani yekshanbeh va na roze aftabi

    shad bashid

  4. دارا
    نوامبر 13, 2009 @ 09:11:23

    سلام
    پس از مدتی عدم دسترسی به نت
    همه یادداشتهای عقب افتاده رو خوندم. مثل همیشه …
    اما زونتاگ (کلمه آلمانی به معنی روز آفتابی) اس ، ز خونده میشه غالبا در آلمانی (چون به ظرایف علاقمندین گفتم)

    با هر تار سفید مو، محبوبتون میتونن به این فکر کنند ( واو من حالا کسی رو دارم که علاوه بر همه امتیازهای قبلی ، روز به روز داره پرتجربه تر و دنیادیده تر میشه و جالبه که هنوز منو ترجیح میده : )

    از طرف دیگه خیلی ها موهاشونو جوگندمی میکنند چون اعتقاد دارند مش طبیعی بیشتر بهشون میاد .
    یه چیز دیگه، جالب میشه اگه گه گاه پارتنرها به صورت مصنوعی تغییرات منفی در ظاهرشون ایجاد کنن برای تست محبوبشون که ببینند واکنششون چی خواهد بود

    میخونمتون

  5. nazanin
    نوامبر 11, 2009 @ 18:32:44

    می دونی…زیاد فکرشو نکن…من 28 سالمه و دقیقا 8 ساله که سالی سه چهار با موهایم را رنگ قهوه ای تیره می کنم. به اصرار مامان که موهای سفیدم معلوم نباشد و اگر بگویم چقدر هستند خنده ات می گیرد…غصه نخورکه ارزش ندارد

  6. konj
    نوامبر 11, 2009 @ 14:14:16

    عزيزم..سپيدي مو فقط از پيري نيست يا منيزيمت كمه و يا ارثيه.. من خواهرم از 20 سالگي موي سفيد درآورد و من هنوز نه در 33 سالگي 🙂

  7. جادی
    نوامبر 11, 2009 @ 13:44:21

    خب من صفحه رو ایجاد کردم و می خواستم اضافه کنم که «جوانی و زیبایی» حتما لازم دو صفت کنار هم باشن که دیدم آخرش خودت نوشتی (:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s