من، تو ، نرودا

بخار چای..باران پشت پنجره

شیرینی شکلاتی …دلم میخواهد سرم را تکیه بدهم به شانه ات یکروز بارانی ، توی خانه گرم …با چای تازه دم وشیرینی شکلاتی که از روی میز بهم چشمک بزند.دلم میخواهد باران پشت شیشه را از پشت بخار چایم نگاه کنم .

دلم میخواهد برایم نرودا بخوانی …باران پشت پنجره ببارد  و هیچ چیز هیچ چیز جز ان لحظه ، باران من، تو و نرودا وجود نداشته باشد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s