ارزو

 

شعری از ارنستینا د چامپورسین

( وقتی این شعر را خواندم احساس کردم چقدر به این زن شبیهم…و چقدر دلم برای تو تنگ شده است)

 

دلم میخواست  تند باد بودم

بوران سرکش که در بوسه اش

خاک و ابر

گل سرخ و ستاره صبح در هم میپیچند

نه نسیم ملایم ،

 که تداعی یأس است

و تکرار نوازش

می خواستم اتش باشم

اتشفشانی از هوای سرخ

که راز های تمام شاخه ها  

و سینه ها را به اتش می کشد.

باد شمال برهنه

گردباد فولادین

کوره ای که بدن ها

 در ان شکل میگیرند.

وقتی به سوی تو میایم

میخواهم بوران باشم

وتو را ورای اسمان ها

با خود ببرم .

Advertisements

2 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. مهرنوش
    مارس 02, 2009 @ 12:56:11

    چقدر توش عشق بود . مثل همیشه عالی.

  2. littleangellog
    فوریه 28, 2009 @ 12:43:03

    وقتی به سوی تو میایم

    میخواهم بوران باشم

    وتو را ورای اسمان ها

    با خود ببرم .
    ……..

    عالی بود دوستم عالی مرسی :*

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s