رابطه های گوگولی…مگولی

هر وقت دیدید رابطه تان خیلی گوگولی مگولی است…هر وقت دیدید طرف زیادی با حرف های شما موافق است. که در بست تاییدتان میکند. که اصلا با هم جر وبحثتان نمیشود . که برای هم کادو های صورتی رنگ  میخرید و میگذاریدشان توی گنجه که بقیه ببینند.که با هم پشت ویترین عروسک فروشی ذوق میکنید . که طرف همه اش به شما توجه میکند که نمیتواند دوریتان را تحمل کند و هر نیم ساعت یکبار به شما تلفون میزند….

خیلی از این ها نشانه عشق نیست.خیلی از اینها نشانه اینست که ما نمی توانیم حرف هایمان را به هم بزنیم.که نمی توانیم مثل دو تا ادم بالغ یک رابطه بالغ را پیش ببریم.خیلی از این علائم نشانه بیماری یک رابطه است.نشانه اینکه یک چیزی توی این رابطه دروغ است.یک چیزی توی این رابطه سر جایش نیست.که یکی از ما دونفر یک مشکلی در بیان کردن احساس هایش دارد.یا خیلی میترسد.یا احساس نا امنی دارد.

اگر ما زن ها ادای بچه در میاوریم برای اینست که نمیتوانیم احساساتمان را به شکل زنی بالغ بیرون بریزیم.خجالت میکشیم.اگر رابطه زیادی گوگولی مگولی باشد یعنی یکی از ما دارد به خودش( حد اقل به خودش) دروغ میگوید.امکان ندارد رابطه ای بدون جر و بحث باشد.

یک کشو را که باز و بسته میکنی هزار تا غژ غژ میکند زیاد که روغن کارش کنی لباس ها به گند کشیده میشوند. …چطور دو تا ادم هیچ صدایی از کنار هم بودنشان در نمی اید؟حکایت همان کشوی زیادی روغن کاری شده است.تق کار که در بیاید یک عالمه چیز های قشنگ که توی کشو بوده فاتحه اش خوانده است. همه ان کادو های صورتی رنگ…همه ان روبانهای  مامانی با عکس خرس های کوچک… زندگی توی ارامش زیادی یکجاییش اشکال دارد. حالا نه اینکه به جان هم بیافتید و همدیگر را له و لورده بکنید.اما یکذره خودتان باشید.حرف بزنید.مثل ادم های بالغ از هراستان از احساستان حرف بزنید.وگرنه این خانه عروسک که زندگی نیست.تئاتریست که بالاخره حوصله هر دو تا یتان را سر میبرد….اگر رابطه گوگولی مگولی دارید و سنتان بالای 16سال است بدانید که یک جای کارتان میلنگد و بهتر است قبل از اینکه  مجبور بشوید کل کمد را بیرون بیاندازید نگاهی بکنید و ببینیند کدام یکی از کشوها را زیادی روغنکاری کرده اید.

Advertisements

19 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. Dead Man Wanderer
    ژوئیه 28, 2012 @ 21:47:14

    موافق نیستم که حتما نیاز یک رابطه جر و بحث باشه، وقتی که زمان لازم برای اون فرد بخصوص بذاری و عین دو تا آدم معقول بشینین و با هم دغدغه ها و مشکلات و بقیه چیزها رو مطرح کنند دیگه جائی برای جر و بحث نمیمونه و مواقعی که با هم هستین اختصاص پیدا میکنه به لذت بردن از اون لحظه!
    همونطور که استدلال شده که باید جر و بحث کرد، منم استدلال میکنم که الزاما هر جر و بحثی سازنده نیست و گاهی نشان دهنده مریض بودن رابطه است، وقتی که یک فرد نمیتونه بفهمه که نمیشه دیگری رو مطابق میل خودش بسازه جر و بحثی غیر منطقی اتفاق میافته! جر و بحث هایی هست که فقط برای نگه داشتن یک رابطه مریض اتفاق می افته!
    این بحث رابطه باید جر و بحث داشته باشه تا واقعی باشه مثل اون خرافه با لباس سفید رفتن به خونه بخت و با کفن سفید در اومدنه!
    هیچ مطلقی در روابط انسانی وجود نداره!
    نکته دیگه ای که شاید لازم بشه یادآوری بشه معنی کلمه هاست. جر و بحث در زبان ما بیشتر به مشاجره نزدیکه تا یک گفت و گوی سازنده. شاید اگر جای اون رو تو متن با گفت و گو عوض کنیم متن واقعی تر ( به نظر من) باشه
    من هم با این نظر که یک رابطه سالم مثل فیلم های تینیجری هالیوود نیست موافقم. بالا و پائین زندگی رو میشه در کنار هم با آرامش طی کرد تا اینکه دو سوی رابطه، توان و نیروی هم رو با جر و بحث از بین ببرند!

  2. yasamin
    اوت 30, 2010 @ 15:09:26

    من نگران شدم آخه رابطه خواهرم با نامزدش همینطوریه . چی کارکنم؟خواهرم از دست رفت.

  3. وجیهه
    دسامبر 07, 2009 @ 12:35:40

    رنگ فونت تون بده.سعی کنید خوشگلش کنید.

  4. hamed
    اکتبر 19, 2009 @ 13:52:25

    vaghan dametoon garm sitetoon kheyli jalebe .man ba nazar atefe(ahlam(va siavash movafegham

  5. فاضل
    ژوئیه 27, 2009 @ 22:51:00

    دوستی ومراوده را میشودبدون توهین وحفظاحترام وتقدس بخشیدن به ان تا ابد حفظ کرد من این تجربه را دارم عزیز والان چهل ساله هستم بیست دوسال ان را حفظ کرده ایم البته هم دوستیم هم زن وشوهر درعرف اجتماع امیددارم برای شما هم اتفاق بیفتد جربحث وبگومگو عقل طرفین را محووتنفر ابدی درذهن بیادگار میماند چون همدیگررا با کلمات خرد میکنند یادتان باشد اینجا ایران است با

  6. فتانه
    ژوئیه 18, 2009 @ 19:02:14

    بلاگ خوبی داری ولی من باحرفات زیادموافق نیستم وتواصلا معلوم نیست این وبلاگ برای چی ساختی

  7. اصغر
    فوریه 04, 2009 @ 10:10:58

    چشمام درد گرفت. رنگ فونتت رو درست کن.

  8. دنبالک: روزانه‌ترهای همان دخترکی که چهار ستاره کم دارد » همین‌طوری گوگولی مگولی!
  9. عاطفه(احلام)
    فوریه 02, 2009 @ 22:00:36

    راستي اين عكس من نيستا عكس جناب يونگه كه چون من يه وبلاگ يونگ تو ورد پرس دارم اينجوري مي شه!

  10. عاطفه(احلام)
    فوریه 02, 2009 @ 21:58:35

    كاملا درسته و ريشه ي اين گوگولي ها به قول شما، ترسه. ترس از دست دادن و خيلي ترسهاي ديگه. تازه اينقدر اين بحث مفصله كه در كامنت مجالشس نيست اما گاهي پسراني كه پدرهاي مستبد دارند يا از اين ور بوم مي افتند و عين پدر مي شوند و يا از آن ور بوم و حسابي تابع و زن ذليل و دائم مي ترسند كه دوست-پارتنر مثل مادرخودشان آزار ببيند و يا از دستش برود(بچه هاي طلاق بيشتر در معرض اين معظلند)حالا يه مورد ديگه در مورد افراديه كه به دليل تنوع طلبي و پدرسوختگي، دوست دارن همزمان چند تا رفيق داشته باشن و خوب هنر تابع بودن و در هر شرايطي قربون صدقه رفتن رو براي سرپوش زيرآبي رفتنهاشون دارن! مورد ديگه براي آدمهاييه كه دچار احساس بي ارزشين و عقده مادر(مادركمپلكس) قوي اي دارند و هر گونه خفت را به جان مي خرند و اراده اي براي اعمال(به كسر الف) ندارن!
    بازم بگم؟ ولي احسنت به شما كه با اين لحن و مثال خوب چراغ هايمان را روشن نمودي!
    اهان يه نكته ديگه اين كه اغلب رابطه هاي موندني و خوب آغازي پر كنتاكت دارن و اين نشون مي ده كه براي دوام رابطه مصرند وگرنه خيلي راحت به همش مي زدن. ولي اگه كنتاكتها بر سر مسائل پايه اي بود و حل ناشدني و يا طرفين 2 تيپي هستن كه اصلا ماندن در ان رابطه صلاح نيست، خوب صلاح نيست كه ادامه بدن قبل از اينكه نفر سوم گوگولي اي(ني ني) بياد وسط!

  11. نونوش
    فوریه 02, 2009 @ 17:08:45

    پس آرامش چی میشه ……..

  12. نیکزاد
    فوریه 01, 2009 @ 23:04:05

    موافقم…کاملا!

  13. مهرنوش
    فوریه 01, 2009 @ 12:34:43

    اگه این جوری باشه که تو میگی، خدا رو شکر رابطه ی ما بدون اشکاله چون اصلا گوگولی نیست;)

  14. siavash
    فوریه 01, 2009 @ 02:18:22

    یه جورایی بگیر و نگیر داره معمولا درسته البته به قول حضرت یونگ هیچ الگوی مشخصی وجود نداره که به برداشت یکسانی از رفتار آدمها برسید (این روزا به شدت از کرچمر و همه ی ریخت روانشناسا بیزارم رفتار شناسا رو که نگو) گاهی ممکنه کاری توی رفتار دوتا آدم مختلف دوتا معنی مختلف داشته باشه . دست آخر هیچی به اندازه شناخت به آدم کمک نمیکنه غرامتش هم زمانه وعمری که معلوم نیست چطوری داره میگذره…در کل آره
    هر وقت همچین احساسی داشتی ابر شلوار پوش بخون (اونجایی گه میگه مامان مامان قلب پسرت گر گرفته …)

  15. آرتمیس
    ژانویه 31, 2009 @ 19:07:41

    …لابد.خیلی موقع ها بهش فکر می کنم آره راست میگی منم همینجوری فکر می کنم

  16. علی غنجی
    ژانویه 31, 2009 @ 13:09:17

    درسته

  17. امیر
    ژانویه 31, 2009 @ 00:05:26

    تئوری جالبیه… هرچند یه کم دردم اومد ولی خیلی جالب بود!

  18. khanoomche
    ژانویه 31, 2009 @ 00:00:55

    Oh my God!
    عجب زدی وسط خال! گاهی اوقات حقایق همچین جلوی چشمن که آدم نمی‌بیندشون. یه تلنگر اینجوری لازم داشتم.
    خوش به حال اونایی که بلدن دعوا کنن.

  19. نلی
    ژانویه 30, 2009 @ 23:25:23

    یه کم به خودمون امیدوار شدم جیران جان.قربونت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s