سوال

 

ایا اگر همه کاری را انجام دادند به این معنی است که این کار درست است؟

دو روز پیش با یکی از اقوام دور تلفنی حرف می زدم.بحث اجاره خانه بود. دانشگاه یکسری خانه اجاره می دهد و از حالا باید پول را بریزی به حساب و اگر بعدا منصرف بشوی دیگر راهی نداری…یعنی مثلا اگر در طول ماه اینده بفهمی که خانه را نمی خواهی پولت بر باد می رود یعنی پول را دیگر بس نمی دهند.

من هم گفتم که این پول را به حساب نمی ریزم. چون نمی دانم قصد دارم امسال را چطور بگذرانم. بحث سر این بود که ایا این کار درست است یا نه.یعنی ایا اینکه من  یکنفر مقاومت کنم و بگویم که حالا که سیستم غلط است من خودم را باهاش تطبیق نمی دهم درست است یا نه.بحث این اشنای ما همین بود.می گفت که خوب این ها می خواهند پول در بیاورند و سیستمشان همین است و همه همین کار را می کنند و تو اشتباه کردی که  همان کاری را نکردی که همه می کنند.

مساله دقیقا همین است.اگر یک سیستمی غلط باشد من حتی اگر همراه نشدن با ان سیستم بهم ضرر بزند باز هم باهاش همراه نمی شوم.

فکر می کنم مقاومت های یکنفره هم حتی فایده دارد.معلوم است که سیستم با مقاومت من یکنفر تغییری نمی کند.اما  اگر من کاری را که خلاف عقایدم است انجام بدهم ایا مشکل سیستم حل می شود؟

ایا با درست زندگی نکردن من مشکل حل می شود؟

با عصبانیت و بدجنسی تمام به این فکر می کنم که ادم ها می خواهند تو هم خودت را با سیستم تطبیق بدهی تا خیال خودشان راحت باشد که دارند کاری را می کنند که همه می کنند.اگر تو ان کار را نکنی ان گله خوشحال و خندان را خراب کرده ای. دور و بر ما خیلی مسایل اینجوری زیاد است.ادم ها عادت دارند ادم را هل بدهند داخل گله گوسفند ها…داخل گله زن های خوب و سر به راه…داخل گله کارمند های اب باریکه چشم به اخر ماه …انگار اگر تو مقاومت کنی ، می بینند که می شود مقاومت کرد و نمی خواهند ببینند.نمی خواهند بدانند که ضعیف بوده اند، که تسلیم شده اند که جایی حتی که نه گفتن هیچ خطر و ضرری نداشته هم نتوانسته اند نه بگویند.نمی خواهند باور کنند که می شود مقاومت کرد و خوشبخت بود.

نمی خواهند باور کنند که می توانسته اند  نه بگویند.تا به حال خودشان را راضی می کرده اند  که راهی نیست جز تسلیم شدن و نمی خواهند باور کنند انگار که  راهی هست.حتی کوچک.انگار خوشبختی تو بد بختیشان را بیشتر بهشان نشان می دهدوانگار درستی تو ضعفشان را به رخشان می کشد..نمی خواهند ببینند…

جالب است که این تفکر را توی مبارزان شجاع دهه شصتی  زیاد می بینم.

می فهمم که ایزوله شدن که از دست  دادن همه چیز با هم؛ یا تبدیلشان کرده به گرگ یا گوسفند.

یکی شده دلال مسکن که توی ونزوئلا برج می سازد و یکی هم  شده کارمند دون پایه ..که حتی اینقدر هم قدرت ریسک توی یک کشور اروپایی ..اینقدر قدرت مقاومت ندارد.سیستم سرمایه داری اینطوری است، لهت می کند.اما بالاخره یکروزی باید بلند بشوند. می فهممشان اما نمی توانم توجیهشان کنم.نمی توانم  بعد از بیست سال باز هم توجیهشان کنم.وقت ا ینست که بلند بشوند…نمی دانم…این طور چیز ها را که می بینم از خودم می پرسم چقدر وحشتناک است…چه احساس بطلانی این ادم باید نسبت به  جوانیش داشته باشد.حتی همان موقع هم مسلکش را انتخاب نکرده است به گمانم.حالا همه جوان ها خانه می خرند ان موقع همه عضو حزب می شدند… گمانم همان موقع هم به خودش گفته..ای بابا همه همین کار را می کنند .رسمش همین است.هر گز مبارز نبوده ام…اما همیشه جنگیده ام..و همیشه خیلی خیلی جنگ هایم کوچولو بوده است..از همین کار ها..از همین درست بودن ها…نمی دانم..نمی خواهم دنیا را نجات بدهم.اما دلم می خواهد وقتی بر می گردم به گذشته ام نگاه می کنم حسرت نخورم و فقط همین یک راه را بلدم.این که با خودم …با خود خود خودم..درست زندگی کنم.حتی اگر همه دنیا بهم بگویند که دارم اشتباه می کنم و عجیب است … از ان روزی که یاد گرفتم نه بگویم ،با تمام قلبم احساس خوشبختی می کنم.

Advertisements

2 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. ترز
    اوت 17, 2008 @ 20:37:34

    بعضي ها فكر مي كنن كه حتما بايد يه آرمان بزرگ باشه كه براش بجنگن و اون وقت زندگيشون و جنگشون معني خواهد داشت در حالي كه به نظر من هر حقيقت كوچولويي كه باعث بشه آدم خودش رو آدم تر حس كنه ارزش جنگيدن داره. من كه مثل خودت تمام عمر به خاطر چيزهاي كوچولو جنگيدم و حتي يه لحظه هم در آشتي نبودم مي تونم باارزش بودن هر جنگ كوچيكي رو درك كنم. جنگيدن با مامور پارك كه بچه ها رو دعوا مي كنه. جنگيدن با منشي زرنگ آقاي دكتر كه ميخواد فاميلش رو زودتر راه بندازه. جنگيدن با ماموري كه الكي به روسريت گير داده …

  2. امیر
    اوت 17, 2008 @ 19:53:09

    من که باهات موافقم….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s