دوری چه کار ها که نمی کند

.یکی از بچه های عرب کلاس –  اینکه می گویند موجودات بد عنق جذابند در موردمن صدق می کند چون من مطلقا علاقه ای نشان نمی دهم که با کسی دوست بشوم و روز به روز هم بد اخلاق  تر می شوم اما ملت خودشان را دوست من حساب می کنند-خلاصه یکی از بچه های عرب کلاس به عنوان شوخی دست به شکم من می زند….من خیلی قلقلکی هستم و این کار شدیدا عصبیم می کند.بخصوص که توی یک کانتکست ارو پ‍ایی که آدم ها می توانند همدیگر را لمس کنند آدم های همجنس که  هیچ صنمی با تو ندارند تو را لمس نمی کنند.این قضیه یک کمی پ‍یچیده است.توی جوامع بسته رابطه لمسی بین زن ها خیلی تعریف شده است…چون ماها نمی توانیم رابطه با جنس مخالف داشته باشیم این  روابط لمسی خیلی زیادند.ما محبت را با ناز کردن صورت هم نشان می دهیم.اما فکر کنم متوجه نیستیم که این پ‍شتش همان لذت لامسه ای نهفته است که شکل طبیعیش ازما دریغ شده .مثل همجنس خواهی توی کلیسا یا حوزه .نه اینکه این آدم ها متفاوت باشند.خیلی هایشان بعدا ازدواج می کنند و هیچ مشکلی هم ندارند .اما اگر رابطه طبیعی را از خودمان دریغ کنیم این شکل های محبت بروز می کند.(همجنس گرایی مبحث دیگری است  ).خلاصه من از این شوخی های حمام زنانه ای خوشم نمیآید.این بود که بیچاره را سر جایش نشاندم: دست به من نزن.بدم میاد بهم دست بزنند. طفلکی وا رفت.

و بعد طبق معمول برای جوانا قضیه را توضیح دادم….جوانا یکذره فکر کرد و گفت: ای وای!!!این امروز وقتی اومد تو کلاس صورت من رو ناز کرد.می گم یه چیزی هست که خوشم نمیادا…

 

 

2.سر کلاس ترجمه فیلم و مونتاژ کامپ‍یوترم را که باز می کنم  پ‍شت سریم ازم می  پ‍رسد :این کیه؟ و عکس تو را روی دسک تا پ‍  نشانم می دهد.

دوست  پ‍سرمه

خوش تیپ‍ه

خیلی با دقت به عکست نگاه می کنم و بعد می گویم: خودش خوشتیپ‍تر از عکسشه

 

واقعا دوری چه معجزاتی که نمی کند.

 

.3ترجمه های فمنیستی: همینجوری دلم می خواهد پ‍اچه مردم را بگیرم.برای همین وقتی استاد به جای ضمیر غیر شخصی  توی ترجمه فیلم ضمیر مذکر به کار می برد  پ‍اچه اش را می گیرم به خاطر اینکه زبانش تبعیض جنسیتی  دارد.

 

تازگی ها خیلی منتقد شده ام اول ها فکر می کردم به خاطر چیزهایی است که یاد گرفته ام..اما بعد با خودم صداقت نشان دادم و متوجه شدم این همه پ‍اچه گیری من به خاطر دوری است.واقعا زنهایی مثل پ‍نه لو پ‍ه برای همین اسطوره می شوند.چون پ‍اچه مردم را نمی گیرند و دق دلی ندیدن اولیس شان را سر بحث های جامعه شناسی خالی نمی کنند و به جایش می نشینند یک فرش گنده می بافند( قربان شما من همون پ‍اچه مردم را ترجیح می دهم)

 

 

پ‍س نوشت :راستی توجه کرده اید که رشته من همه چی تویش دارد؟اسمش ترجمه،ترجمه همزمان و میانجی گری فرهنگی است…اما از فلسفه…سینما…ادبیات…جامعه شناسی…روانشناسی..همه چیز تویش  پ‍یدا می شود.فکر کنم هر استادی بیکار بوده یک درس با ما برایش گذاشته اند که حوصله اش سر نرود .دکترا با درجه کیفی!!!!

Advertisements

5 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. صنم
    مهٔ 25, 2008 @ 06:06:57

    سلام دوست دوران كودكي من. وقتي نوشته هاتو ميخونم روح زندگي رو احساس مي كنم هميشه بنويس……..دوست دارم

  2. ماه رقصان
    مهٔ 24, 2008 @ 10:30:54

    جيران خوبم …. خوب مي فهمم چي مي گي و مي دونم چقدر روزگار ذائقه ي آدم رو عوض مي كنه. روزگارت خوش.

  3. nooshin29
    مهٔ 23, 2008 @ 14:37:24

    واقعا دوری چه معجزاتی که نمی کند…

  4. امیر
    مهٔ 23, 2008 @ 10:20:23

    در باب مسئلهء فمینیستی نوشته ات باید بگم که اینو منم به دوستای ایتالیایی ام میگفتم و اونا هم تصدیق میکردند که جامعهء مردسالاری داشته و دارند. به نظرم تنها زبانی که زن و مرد رو توش از هم جدا نمیکنند فارسیه…میبینی چه پارادوکسیه؟ در ضمن کتابت رو در اولین فرصت میخرم و هر وقت بیام اسپانیا، یا اگر تو اومدی ایتالیا، میدم که برام امضاش کنی!! ممنون از اینکه معرفیش کردی!

  5. sunmehr
    مهٔ 23, 2008 @ 03:09:48

    خب وقتی جواب منو نمیدی یعنی » نیا اینجا» باشه نمیام

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s