صیغه

حرفی که میخواهم بزنم خیلی ضد فمنیستی است . خیلی ضد اخلاقی است شاید . خیلی ضد انسانی است شاید . … خیلی بد است من دار م راجع به آلترناتیو هایی برای ازدواج در یک جامعه سنتی فکر می کنم . یک شرایط ایده الی مد نظر من است که هر کسی با هر ادمی که دلش میخواهد زندگی کند .. بدون اینکه کاغذی را امضا کنند بدون انکحت و زوجت خواندن بدون اینکه بحث های خرید و فروش گوسفند در موردشان به عمل بیاید . بدون اینکه قانونی از بالا من را مجبور به اطاعت از کسی کند . آره مجبور .. که وقتی میخواهم پاسپورت بگیرم طرف بیاید امضا کند . که وقتی میخواهم جراحی بشوم طرف بیاید امضا کند . که اگر خواست بهم حق طلاق بدهد فکر کند لطفی در حقم کرده و من تا آخر عمر باید مدیونش بمانم … تازه اگر بدهد .

من در انتظار جامعه ایده آلیم که تویش حقم به اندازه حق یک انسان باشد .. اما تا رسیدن بهش چکار باید بکنم ? روشنگری ? دارم میکنم . فعالیت اجتماعی ? دارم میکنم .

اما به جز اینها چی ? تا روزیکه همه مبارزات من به نتیجه برسد چی ? تا روزیکه همه جامعه آگاه بشود چی ? تن بدهم به ازدواج ? ممکن است برای خیلی ها این مساله مهمی نباشد . برای من هست . شاید چند سال پیش نبود . شاید اصلا بدم نمی آمد ازدواج کنم … اما واقعا توی شرایط ایران ازدواج چه چیزی به من میدهد ? اصلا نه توی ایران .. توی هر جای دنیا اگر من نخواهم عشقم را توی یک ورقه ثبت کنم , نخواهم محدودش کنم به یک قرارداد . . نخواهم رسمیش کنم چکار باید بکنم ? ا

اگر بخواهم یک قدم بروم جلو .. اگر نخواهم اسم کسی توی شناسنامه ام باشد ? اگر بخواهم ازاد بمانم ?

راه حلی پیدا نمی کنم راستش . من عاشق » تو » هستم و نمیخواهم باهاش ازدواج کنم . نمیخواهم .. نمی خواهم .

خوب تا وقتی توی خانه نشسته ام یا کافه میروم که مشکلی نیست . مسافرت را چکار کنم ? هیچ هتلی به یک زوج ازدواج نکرده اتاق نمیدهد … هیچ جا نمیتوانیم برویم . هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم … چکار باید کرد .. یعنی من برای مسافرت رفتن با » تو » باید باهاهش ازدواج کنم ?

و اینجاست که من به یک راه حل منطقی اما ضد انسانی رسیده ام که حتی میترسم با تو هم مطرحش کنم . راستش خیلی وقت است راجع بهش فکر کرده ام … اما یکبار که اشاره ای بهش کردم تو فی الفور دهانم را بست : من کلاه شرعی سرم نمیگذارم …

آره دقیقا میخواهم راجع به کلاهی شرعی صحبت کنم . راجع به صیغه . چرا صیغه را به صورت یک راه حل عملی نگاه نکنیم – مساله صیغه برای فحشا را داخل این نکنید لطفا . اون یک مساله دیگر است – ما صیغه بکنیم یا نه این قانون احمقانه وجود دارد و چند همسری هم بحث جداییست . مرد ها میتوانند خیلی راحت چند تا زن صیغه کنند . من دارم فقط از صیغه به عنوان راه حلی برای ازدواج حرف میزنم . حالا که این قانون احمقانه به ما اجازه روابط آزاد میدهد چرا ازش استفاده نکنیم ? یک تکه کاغذ که هیچ ارزشی ندارد و میتوان راحت روانه سطل آشغالش کرد خیلی بهتر از برگه ای نیست که ما را تا ابد به ادمی وصل می کند ?

چرا اینقدر از صیغه کردن بدمان میآید ? امتحان استخدامی که میدهیم هزار جور دعا و نماز یاد میگیریم و وانمود میکنیم نماز خوانیم تا کار را بهمان بدهند . هزار تا جای دیگر که باید بایستیم نمی ایستیم . خدا تا سکه مهریه میگذاریم و ازدواج دائمی میکنیم … سر کار به ملت دروغ میگوییم . خودمان را سانسور میکنیم … انوقت یک جایی که میشود از قانون موجود در جامعه برای کمی مدرن تر کردن زندگی استفاده کرد فورا یادمان می آید که ما نمیتوانیم به اندیشه مان خیانت کنیم . اگر به اندیشه مان خیانت نمی کنیم پس نباید کار دولتی قبول کنیم . نباید در امتحان های استخدامی ای که در ان ها اصول دین می پرسند شرکت کنیم . نباید ارث بگیریم . نباید مهریه بگیریم …

چرا ناغافل به این یکی که میرسیم فمنیست و مدرن میشویم ? نکند ته ته ذهنمان آن چیزی که واقعا ما را می ترساند گذاشتن وقت و انرژی روی رابطه ای غیر دائمی باشد ? آیا اگر ازدواج از نظر قانونی در ایران شرط لازم هم خانگی نباشد , حاضریم بدون هیچ کاغذی با کسی زندگی کنیم ? یا مشکلمان با کاغذ نیست , بلکه با موقت بودن کاغذ است ?

About these ads

24 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. خون جگر
    اکتبر 08, 2010 @ 17:50:37

    دوست عزیز من با شما کاملا موافقم .مرسی از این صداقت در بیان .
    ممنون

  2. EHSAN
    سپتامبر 27, 2010 @ 21:22:25

    ازت خوشم ميييييييييييياد بكي بگم بهت برسم

  3. sayed
    سپتامبر 24, 2010 @ 21:39:57

    سلام.صیغه یعنی چه.ایا هرکسی یک لیوان اب دریک ظرفی بریزن میتوانند ان لیوان ابی که از خودش بود همان اب را بگیرد.فرق یک زن جنده بایک زنی که تاحالا 20بار صیغه شده چیست؟بهنظر بنده انکس که صیغه میکنه احمقی بیش نیست.اگر مرد دوست دارد هر زنی را که دوست دارد یا که خوشش امد بکند.خوب زن هم دوست دارد.البته در مورد همه زنها اینطور نیست.ان دسته جندهای اسلامی یاکه بهقول خودشون صیغه؟

  4. -------
    سپتامبر 04, 2010 @ 09:32:28

    سلام
    خیلی ممنون از توضیحاتتون
    در مورد اینکه یه ضوابطی باشه
    ببیند من میدونم که شهادتین یعنی یه دنیا حرف…منی که تا یه ساعت پیش به رسولی به اسم محمد(ص) اعتقاد وجودی هم نداشتم.الان میگم که هست..شهادت میدم.این یعنی یه دنیا حرف..و کم هم نیس
    واسه صیغه ی عقد..من میگم فلانی رو به همسری میگیرم..خوب الان دو تا نکته است
    اگر 1/موقت باشه.البته از اون موقت هایی که شاید هیچ وقت به کار من یا شما نیاد.اما مهم اینه من میخوام اصل این تکالیفو بفههمم و واسم مهم نیس که واسه خودم پیش اومده یا نه
    ازدواجای موقتی که واسه چند روزه و هم من و شما هم هدف این رابطه رو میدونیم.چرا باید توش این کلمات گفته بشه؟قانونی نیس عملا تو این رابطه..چه فرقی داره من بگم میخوام با هم باشیمو و حالا به صورت موقت رابطه داشته باشم…چه برم پیش روحانی و بگم کلمات رو عربی یا فارسی بخونه؟؟ببین.میخوام بدونم تو دل منو طرف مقابلم چی عوض میشه بعد این کلملت؟
    خدا همه چیزو میدونه..واسه خدا فرقی داره من بگم تو را(مخاطبمو) به همسری قبول میکنمو از ته دلم دوسش داشته باشمو به همم قول بدیم کنار هم بمونیمو به قوانین رابطه پایبند باشیم..این چه فرقی داره تا اینکه چهار کلمه بگم..بعد بگم الان رابطه قانونمنده؟؟؟ تازه این واسه ازدواج دایم یا طولانی مفیده..هیمن قانون
    وگرنه ازدواج یه روزه یا…نیازه به قانون نداره؟چرا علما میکن مثلا دو نفری که حتی به صورت یکدفعه میخوان رابطه ای داشته باشن..این جملات بینشون خونده بشه بعد اشکا لی نداره.اما قبلش داره
    ؟؟
    کسی بهم گفت این اجازه از خداست..عقلم میگه بابا بیخیال.نمیخواین بگین که خدا معطله چهار کلمه اس تا دلش راضی شه.اما تو سر یه دختر مثلا هدف ازدواج فقط مهریه هم باشه.دلش راضی میشه..اما اگه دو نفر همو بخوانو دلشون به هم باشه و به خداشون قول بدن رابطه رو تا میتونن حفظ کنن.اون موقع لبخند خدارو نمیبینن///

    در مورد اینکه میگین حمایت قانون رو..باز این واسه رابطه ی دو روزه صدق نمیکنه..

    گفتین صیغه یعنی اعلان..اما جملاتی که منم به کار بردم.مثه اینکه خود شخص به همسر شپیشنهاد ازدواج بده و اون قبول کنه.اینم میشه اعلان..و خیلی چیزای دیگه…چرا دقیقا همون کلمات؟؟

    اینکه ممکنه دوست داشتنه تغییر کنه و اینا..باز برمیگرده به حقوقی که توسط صیغه به زن یا مرد داده میشه.اولا این واسه ازدواج کوتاه مدت فایده ی خاصی نداره.دوما چرا مثلا اینگونه نباشه که صیغه ای خونده نشه.اما هر دو بعد از انتخاب هم و موافقت خانواده اسمشونو تو شناسنامه هم ثبت کنن توسط ثبت احوال..این جوری هم باز میشد حقوق تعیین کرد
    ————————————
    واسه قسمت دوم آیه و احادیث چیزی نگفته بود از خوندن چند کلمه به نام صیغه
    چرا دو نفر اگه اینارو بگن میشن محرم..و رابطشون زیباس
    اما اگه نگند میشن زناکار؟؟؟
    شاید نیاز نبوده دقیق این کلمات گفته بشه.
    و گفتین :»»» و رضايت قلبى دو طرف ، بدون صيغه يا ازدواج عملى بدون صيغه يا صيغه كتبى يا اشاره اى كافى نيست»»»
    خوب اینو همه میگن..اما چرا؟؟؟
    ———
    برای توضیحاتتون یک دنیا مممنون

    شاید اصرار منو واسه فهمیدن ، بد بدونین.اما من میخوام عقایدم عقلی باشه و بتونم ازشون دفا ع کنم.ممنون

  5. علی ق
    سپتامبر 02, 2010 @ 19:52:08

    بسم الله الرحمن الرحیم
    در پاسخ به خانم محترمی که این سوالات رو در پست قبلی داشتن:
    چرا اصلا صیغه؟
    چرا اسلام میگه چند کلمه خونده بشه.و بعدش چی میشه؟
    چرا قبل از خوندن این چند کلمه.دو نفر رابطه کوچکشون میشه زشتترین کار.اما بعد از خوندن این کلمه ها میشه زیباترین؟
    میخوام بدونم دینم چرا اینو گفته؟
    چرا ؟

    اصولاً شرع و قانون در صدد ضابطه¬مند کردن رفتارهای فردی و اجتماعی هستند و اعتبارات در این زمینه سنگ بنای وضع قوانین و پیاده کردن آن است.

    در تمامی نظام ها، حقوق بر اساس یک یا چند کلمه و یا یک مهر و امضا بر قرار می‌گردد؛ بنابراین این مسئله اختصاص به صیغه عقد ندارد. اصلاً آیا فاصله

    بین کفر و مسلمانی در ظاهر جز چند کلمه شهادتین است؟ بنابراین نقش کلمات را اندک نشمارید. صیغه ازدواج یک نوع عقد است، با همه مشخصات

    عقدهای دیگر که حتی در ضمن آن می‌توان شروطی را قرار داد. قانون نیز از آن حمایت می‌کند. آیا این مسئله با زنا که یک نوع رابطه بی ضابطه و

    بدون هیچ معیاری است، برابر است؟
    کلمات که حکایت از نیّات دارند، نقشی اساسی در همه روابط فردی و اجتماعی ایفا می‌کنند. پذیرش زوجیت به واسطه عقد در حقیقت الزام طرفین به

    رعایت احکام و ضوابط شرعی و اعلام وفاداری به آن است و این کم چیزی نیست.

    بنابر این آنچه اساس زندگی مشترک است، توافق طرفین است که از هماهنگی خواست‏های دو طرف حاصل میشود. الفاظ بیان کننده این خواست‌ها هستند که

    به طور مشخص و معیّن آن را تأمین می‌کنند.
    هرگاه دو نفر همدیگر را برای زندگی مشترک انتخاب کنند تا با عشق و علاقه در کنار هم زندگی نمایند، پیمان استوار و هماهنگی آمیخته با الزام و پایبندی رخ

    میدهد که از آن به تعهد یاد میکنند. منظور از عقد این است که این پیمان و توافق استوار بماند و یک سری آثاری حقوقی ایجاد بنماید، نه صرفا یک وعده

    دوستانه باشد. بلکه برای آغاز زندگی مشترک باید عهدی استوار بست؛ عهدی که به مقتضای آن بتوان حتی حمایت قانون و دادگاه را جلب کرد. این اراده

    باطنی و خواست واقعی آنان امری درونی و نفسانی است و به تنهایی اثر در جهان حقوق ندارد. برای این که توافق دو اراده ظاهر شود، به ناچار باید اعلان

    شود تا نیت درونی آنان روشن گردد و هنگام بروز اختلاف، بر اساس آن حکم شود و صیغه عقد همان اعلان است.
    خلاصه این که پیمان زناشویی به عقد و تعهدی برای تشکیل خانواده و التزام به عشق و وفاداری بدان میباشد لکن آیا همه کسانی که مدعی عشق و وفاداری

    هستند، به راستی عاشقند؟ اگر کسی در مقطعی از زمان عاشق باشد چه دلیلی وجود دارد که تا پایان عمر و یا در ادامه زندگی نیز بدان پایبند بماند. مهم‏تر

    از همه، آیا در زندگی زن و شوهر فقط دوست داشتن آنها نسبت به یکدیگر کافی است یا یک سلسله تعهدات و حقوق و وظایفی برای این نهاد برخاسته از عشق،

    ضروری است؟
    برای بیان این تعهدات و نیز امکان حمایت قانونی از آن در صورتی که یکی از طرفین عمدا یا ناخواسته قصور ورزد یا تخلف کند باید این عشق و وفاداری و

    انتخاب آگاهانه در قالب واژه‏ها (که وسیله بیان اراده است) اعلان شوند. واژه‏ها بیانگر اراده واقعی طرفین است که با توجه به نوع عقد متفاوتند لذا

    برای استحکام بخشیدن به این تعهدات طبق آنچه که ذکر شد و بر اساس آیات و روایات بایستی صیغه عقد گرچه به زبانی غیر از زبان عربی خوانده شود و

    اگر اجرا نشود و همینطور با هم زناشویی داشته باشند زناکار محسوب خواهند شد. البته این امری است اعتباری که در هر سیستم حقوقی، شکل و قالب

    خاصی دارد. در شرع مقدس اسلام، پذیرش زوجیت و اعلام انتخاب دو طرف برای زندگی مشترک، با عقد ازدواج صورت میگیرد. عربی بودن آن

    نیز، به لحاظ نظم اجتماعی خاصی است گرچه اگر نتوانستند به عربی بخوانند می توانند به زبانی غیر از آن بگویند. اصولاً باید توجه داشت که عقد ازدواج،

    آثار مهم حقوقی دارد و مانند عقد بیع یا برخی عقود دیگر نیست که حتی معاملاتی (بده و بستان) و به صورت ساده صورت بگیرد. از این رو برای نفوذ

    حقوقی و شرعی آن برخی محدودیت‏ها یا تشریفات خاصی لحاظ شده است و بدون این تشریفات، نفوذ شرعی و حقوقی نداشته، التزامی نیز به بار نمیآورد.
    دوم: برای ترتب آثار شرعی و حقوقی تصمیم به ازدواج کافی نیست. طرفین تا از طریق عقد ازدواج معتبر دائم یا موقت، با یکدیگر پیوند برقرار نکنند،

    نسبت به همدیگر نامحرمند. این امر تنها مختص پیوند زناشویی نیست، بلکه اگر قصد خرید منزلی را هم داشته باشند قبل از خرید آن منزل و قبل از وقوع

    معامله آثار خرید و فروش از جمله تخلیه مسکن و… صورت نمیگیرد. این مسأله درباره‏ پیوند زناشویی به لحاظ ویژگیهای خود تأکید و تشدید شده،

    چون شرافت و حیثیت انسانی، به مراتب ارزشمندتر است و با مال مادی قابل قیاس نیست.

    ***************************************************************
    ازدواج يعني رضايت دو طرف. پس خوندن خطبه عقد يعني چي؟ چرا با گفتن چهار کلمه به هم محرم مي شوند ولي بدون آن نمي توانند کاري کنند؟
    در ابتدا لازم است اهميت و آثار ازدواج از منظر اسلام را يادآور شويم:

    از نظر اسلام ازدواج يک پيمان مقدس براي تشكيل‏خانواده و بالطبع، جامعه است و داراى آثار و نتايج ‏بسياري از جمله: ارضاى غريزه جنسى، توليد و بقاى

    نسل، تكامل انسان، آرامش و سكون، پاك‏دامنى و عفاف وحفظ دين انسان است.

    قرآن مجيد، درباره ازدواج مي فرمايد:»از نشانه هاى او اين است كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميان شما

    مودّت و رحمت قرارداد.[1] رسول گرامى اسلام (ص) نيز درباره ازدواج مى فرمايد: در اسلام هيچ بنيادى پى ريزى نشده كه مانند ازدواج ،

    محبوب خداى بزرگ باشد. [2]

    ازدواج به هر دو شكل آن (دايم و موقت) نيازمند عقد است. «عقد» از نظر لغت‏ به معناى«گره‏» و «گره زدن‏» است و در اصطلاح، رابطه‏

    اى ميان دو فرد يا دو گروه ايجاد مى‏شود و براساس آن تعهداتي براي هر يک از طرفين در مقابل ديگري ايجاد مي شود [3] قرآن كريم با جمله (يا اَيُّهَا

    الَّذينَ امَنُوا اَوْفُوا بِالْعُقُودِ…)[4] يعني :»اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! به پيمانها (و قراردادها) وفا كنيد…» عمل به پيمان هاى صحيح

    و انسانى را بر مؤمنان واجب كرده است.

    راه ايجاد هر عقدي انشاء صيغه ي آن است که از الفاظ خاصي تشکيل شده است.

    «عقد ازدواج» عبارت است از ايجاد پيوندى مشترك بين زن و شوهر كه در سايه آن، حقوق ، تعهدات و مسؤوليت‏هاى دو جانبه پديد مى‏آيد.

    برقرارى اين پيمان مقدس تنها بر اساس مقررات، قوانين شرايط خاصى امکان پذير است. ازجمله اين شرايط، انشاء خطبه عقد با الفاظ خاص تعيين شده

    ازطرف خداوند متعال به عنوان شارع مقدس است ( که در رساله هاي عمليه ذکر شده است).[5] رضايت طرفين نيز اگر چه از شروط لازم آن

    است اما به تنهايي کافي نيست بلکه بايد به همراه ديگر شرايط باشد .

    در اهميت الفاظ خطبه عقد بايد گفت: بعد از آنکه خداوند متعال انشاء خطبه عقد با الفاظ خاص (ايجاب و قبول) را يکي از شرايط ازدواج قرار داده

    است در حقيقت با اين کار اين کلمات را از حالت الفاظ خشک و بي روح خارج ساخته و اعتبار و ارزشي که به آنها بخشيده و آنها را به اسباب مقدسي براي

    ايجاد زوجيت بين دو انسان (زن ومرد) اجنبي و نامحرم تبديل کرده است. پس خواندن خطبه عقد با شرايط خاص آن (قصد و اراده ازدواج داشتن، و

    جدي بودن و…) و آن آثار و نتايج مبارکي که به دنبال آن مي آيد گفتن چهار کلمه معمولي نيست تا کسي بگويد اين چهار کلمه چه اثري دارد. بلکه

    انشاء خطبه ايجاد قسمتي از اسباب عقد نکاح است. و رضايت قلبى دو طرف ، بدون صيغه يا ازدواج عملى بدون صيغه يا صيغه كتبى يا اشاره اى كافى

    نيست. مگر در مورد افرادي که کر يا لال هستند و امکان وکيل گرفتن براي انشاء خطبه عقد را ندارند که در اين صورت انشاء با اشاره يا نوشتن صيغه

    جايگزين انشاء با الفاظ مي شود.

    ****************************************************************
    فلسفه ازدواج موقت

    ازدواج موقت، از نظر تئوريك كاملاً پذيرفته شده است و نه تنها در اسلام، كه حتي برخي از متفكران بزرگ غربي ـ مانند راسل ـ يكي از راه‏هاي حل مشكل ازدواج دائمي و ديررس را در دنياي كنوني، پناه بردن به ازدواج موقت مي‏دانند. از نظر عملي نيز در نظام جمهوري اسلامي، اين مسئله مقبول افتاده؛ ليكن فرهنگ اجتماعي، هنوز پذيراي آن نيست. به عبارت ديگر، صيغة موقّت نيز نوعي ازدواج است. بنابراين، هر فرد واجد شرايط مي‏تواند از شخصي كه او نيز شرايط ازدواج موقت را دارا است، خواستگاري و براي مدتي موقت ـ مانند چند ساله دوران تحصيل ـ با وي ازدواج كند.
    متأسفانه غالب افراد، ازدواج موقت را با كاميابي آني اشتباه گرفته‏اند و همين مسئله سبب شده است اين موضوع نتواند در جامعه ما جايگاه حقيقي خود را باز يابد. تبليغات سوئي هم كه بيش از يك قرن در جامعه ما توسط غرب‏گرايان انجام شده، در ضمير مردم رخنه كرده است؛ به گونه‏اي كه گاهي روابط نامشروع، با تسامح نگريسته مي‏شود؛ ولي ازدواج موقت، طوري ديگر معرفي مي‏گردد. براي حل اين مشكل ‏بايستي تلاش فرهنگي و اجتماعي گسترده‏اي صورت پذيرد تا جوانان از آسيب شياطين مصون بمانند.

    شرايط عقد موقت
    عقد موقت يا صيغه، داراي شرايط زير است:
    1. ازدواج موقت مانند ازدواج دائم، نياز به خواندن عقد و الفاظ مخصوص دارد و با صرف رضايت قلبي درست نمي‏شود.
    2. فرق عمده در ازدواج موقت با دائم، اين است كه در عقد موقت بايد مدت ذكر شود كه آيا مثلاً يك ساعت است يا ده سال.
    3. مقدار مهريه هم بايد در عقد موقّت، مشخص شود و هنگام خواندن عقد، ذكر گردد.
    4. اگر دختر باكره بخواهد صيغه شود، بايد با اذن پدر يا جد پدري باشد؛ همان گونه كه در ازدواج دائم نيز اين طور است.
    5. در عقد ازدواج موقّت، بعد از تمام شدن مدت، زن بايد از مرد جدا شود و عده نگه دارد؛ مگر اينكه عقد، دوباره تجديد شود. اگر قبل از تمام شدن مدت، مرد بقيه آن را ببخشد، ازدواج موقت تمام مي‏شود؛ اما ازدواج دائم، فقط با طلاق يا فسخ، عقد منفسخ مي‏شود.
    نكاح موقّت از نيازهاي ضروري جامعه اسلامي است؛ ولي اگر اين كار، بدون اتخاذ تدابير و قانونمندي‏هاي لازم صورت پذيرد، بي‏شك عوارض نامطلوب بهداشتي و روحي براي جامعه در بر خواهد داشت. مسلماً ازدواج موقّت از نظر هزينه و نيازهاي ديگر، همانند ازدواج دائم نيست و طبيعتاً براي اكثر جوانان قابل دسترسي خواهد بود؛ ولي متأسفانه در حال حاضر چنين زمينه‏هايي وجود ندارد. در چنين شرايطي، براي رهايي از دغدغه‏هاي فكري و روحي، بهتر است با تصميم جدي، براي ازدواج اقدام كنيد.
    اگر به غرايز طبيعي انسان، به صورت صحيحي پاسخ گفته نشود، براي اشباع آنها متوجه راه‏هاي انحرافي خواهد شد؛ زيرا اين حقيقت قابل انكار نيست كه غرايز طبيعي را نمي‏توان از بين برد و فرضا هم بتوانيم از بين ببريم، چنين اقدامي عاقلانه نيست و به نوعي، مبارزه با قانون آفرينش است. بنابراين راه صحيح آن است كه آنها را از طريق معقولي اشباع نموده و از آنها در مسير سازندگي بهره‏برداري كنيم.
    اكنون اين پرسش پيش مي‏آيد كه در بسياري از شرايط و محيط‏ها، افرادي قادر به ازدواج دائم نيستند، يا افراد متأهل در مسافرت‏هاي طولاني و يا مأموريت‏ها با مشكل عدم ارضاي غريزه جنسي روبه رو مي‏شوند. اين موضوع به خصوص در عصر حاضر به شكل حادتري رخ نموده است؛ چرا كه سن ازدوج، بر اثر طولاني شدن دوره تحصيل و مسائل پيچيده اجتماعي، بالا رفته و كمتر جواني مي‏تواند در سن پايين ـ يعني در داغ‏ترين دوران غريزه جنسي ـ اقدام به ازدواج كند. با اين وضع، چه بايد كرد؟ آيا بايد مردم را به سركوب كردن اين غريزه (همانند رهبان‏ها و راهبه‏ها) تشويق كرد؟ يا اينكه آنان را در برابر بي‏بند و باري جنسي، آزاد گذاشت و شاهد صحنه‏هاي زننده بود؟ و يا آنكه راه سومي را در پيش بگيريم كه نه مشكلات ازدواج دائم را به بار آورَد و نه آن بي‏بند و باري جنسي را؟
    «ازدواج دائم» نه در گذشته و نه در امروز، به تنهايي جواب‏گوي نيازمندي‏هاي جنسي همه طبقات مردم نبوده و نيست. ما بر سر دو راهي قرار داريم: يا بايد «فحشا» را مجاز بدانيم و يا طرح ازدواج موقت را بپذيريم. معلوم نيست آنها كه هم با ازدواج موقت مخالفند و هم با فحشا، چه جوابي براي اين سؤال دارند؟ طرح ازدواج موقّت، نه شرايط سنگين ازدواج دائم را دارد ـ كه با عدم تمكن مالي يا اشتغالات تحصيلي و مانند آن نسازد ـ و نه زيان‏هاي فجايع جنسي و فحشا را در بر دارد. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه‏(تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1374، ج 3، ص 341) البته يکي ار موانع جدي ازدواج موقّت سوء استفادة افراد عياش است. ازدواج موقّت راهي اضطراري و موقّت براي جلوگيري از معضلات جنسي است؛ نه راهي براي شهوت‏راني تا ثبات خانواده‏ها را به مخاطره انداخته وجايگزين ازدواج دائم شود!!
    ترديدي نداريم كه همه اين مشكلات فعلي ـ كه بيشتر ريشه در فرهنگ عمومي جامعه دارد ـ غل و زنجيرهاي آهنيني را بر دست و پاي تمامي افراد جامعه ـ به خصوص جوانان ـ زده است و ارضاي طبيعي يكي از نيرومندترين غرايز را دشوار ـ بلكه محال ـ نموده است. بايد با حركتي عظيم و بنيادين در فرهنگ جامعه، ساختار فكري مردم در اين زمينه زير و رو شود تا اين قيد و بندها از هم گسسته گردد.
    براي رسيدن به اين هدف، بايد همه علت‏ها و محرك‏هاي مشكل ياد شده شناسايي (اعم از اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي) و سپس با مشاركت دولت و مردم، ابتدا راه «ازدواج دائم» هموار گردد. آن گاه براي مشكلات باقي‏مانده، راه ازدواج موقّت در پيش گرفته و براي مقبوليّت همگاني آن، بيش از پيش تلاش شود.
    موفق باشید . alig_ks@yahoo.com

  6. --------
    اوت 31, 2010 @ 10:52:21

    من یه مشکل دیگه هم دارم از نظر ذهنی
    صیغه رو قبول دارم
    واسم مهم نیس جامعه چی میگه
    یه سوال دیگه دارم تو ذهنم
    چرا اصلا صیغه؟
    چرا اسلام میگه چند کلمه خونده بشه.و بعدش چی میشه؟
    چرا قبل از خوندن این چند کلمه.دو نفر رابطه کوچکشون میشه زشتترین کار.اما بعد از خوندن این کلمه ها میشه زیباترین؟
    من فاحشه نیسم.واسم این موضوع به خاطر دین مهمه
    میخوام بدونم دینم چرا اینو گفته؟
    چرا ؟
    دو نفر وقتی از ته دل همو میخوان.چه فرقی داره رابطشون قبل و بعد ازخوندن این کلمه ها؟
    میخوام بدونم کسی هست فلسفه اینرو بدونه.
    مرسی

  7. مهدي
    اوت 29, 2010 @ 13:20:15

    دختر خوب بذار توي اين صيغه حامله بشي يا … تا بفهمي چه حقوقي داري. هرچن فكر نكنم يه دختر بتونه اين مطالب رو بنويسه و به صورت خودش آب دهن بيندازه

  8. Q-Mark
    اوت 24, 2010 @ 15:49:19

    @ماندانا: بعضی از مراجع اعتقاد دارن که می شه بدون اجازه ی پدر. من الان فقط آیت الله روحانی رو یادمه. اما نمی دونم تو قانون درباره ش چیزی گفته شده یا نه.

  9. بابک
    اوت 21, 2010 @ 09:53:31

    salam doostan man babak 36 sale , mojarrad va mohandese omran hastam . mikham ba khanoomi bashakhsiat va bamaram ashna besham va ba tavafog ham edame bedim . az nazare mali moshkeli nadaram . vali delam mikhad dooste hamrah bashe. agar khanoomi beine 25 ta 32 sale hast mail bezane. mamnoon babiruler@yahoo.com

  10. بابک
    اوت 21, 2010 @ 09:51:11

    salam doostan man babak 36 sale , mojarrad va mohandese omran hastam . mikham ba khanoomi bashakhsiat va bamaram ashna besham va ba tavafog ham edame bedim . az nazare mali moshkeli nadaram . vali delam mikhad dooste hamrah bashe. agar khanoomi beine 25 ta 32 sale hast mail bezane. mamnoon

  11. sina
    ژوئیه 26, 2010 @ 10:28:55

    zanaye ke sighe mishan az jendehaye mesle to behtaran ke aberoye iraniaro to kharej bordin mesle in fahesheha harshab kenare yek mard mikhabio br khodet eftekhar mikoni pishraft kardi ! khak bar saret

  12. mehrnoosh
    ژوئیه 12, 2010 @ 11:21:59

    من از صيغه بدم ميييييياد، اصلا از اسمشم بدم مياد :(

  13. ماندانا
    ژوئیه 12, 2010 @ 09:00:42

    اگه دختری تو ایران زندگی کنه و تا حالا ازدواج نکرده باشه..می تونه با کسی صیغه بشه یادر این مورد هم اجازه پدر لازمه؟

  14. Ali Haybari
    ژوئیه 12, 2010 @ 05:58:54

    درود
    عجب احمقي هستين شوما !!!كه تو اون مملكت آزاد انرژي خودتون رو صرف چه مهملاتي مي كنيد…پاشو برو حالش رو ببر….هركي تو اين مملكت مونده حقشه كه همه اينها رو تحمل كنه…

  15. شیرين
    ژوئیه 10, 2010 @ 12:27:31

    کسانی که با صیغه مخالفن عموماً با داشتن روابط آزاد مخالفن و چون صیغه رو همون روابط آزاد تحت لیسانس اسلام میدونن باهاش مشکل دارن و میگن کلاه شرعیه. اینکه روابط آزاد باشه یا نباشه خوبه یا بده، انسانیه یا غیر انسانیه هم یه بحث جداست. روابط آزاد از یه طرف در راستای تامین آزادی های فردی مورد پذیرش قرار میگیره ولی از طرفی هم به علت اضمحلال خانواده نهی میشه. این بحث خودش نیاز به یه پست داره :دی

  16. treza
    ژوئیه 09, 2010 @ 13:25:25

    خیلی زیبا و روون می نویسی، خوب هم ظاهر مساله ی نیاز به روابط آزاد غیر کاغذی را باز کرده ای….ولی وقتی می رسی به پیشنهاد قبول صیغه برای درمان این مساله به اشتباه رفته ای دوست من!چون صیغه خیلی بیشتر می تواند زن ُ مرد ُ رابطه را به لجن بکشد ُتحقیر کند که ازدواج دائم….دقیقا چون نمی تواند زمینه ی آزاد اندیشی رو فراهم کنه چون نمی تونه طعم خوش رابطه ی آزاد رو بده به همون اندازه وحتی بیشتر می تواند انتخاب آزاد و قبول مسولیتهای کاری را که خودمان با خودانگیختگی انجام می دهیم را زیر سوال ببرد، صیغه نه تنها مارو به سمت مدرن بودن پیش نمی بره بلکه وضع رو کاملا به سراشیب تحجر میاندازد….یه کم بیشتر روش فکر کن!صیغه رو پیشنهاد می دی چون تو هم مثل من به تنگ اومدی از اینکه صرفا با دوست پسرت زیر سقف باشی وبا او محدود باشی در خانه ی خود ودوستانُ نهایتا هم کافی شاپی …مشکل از نوع کاغذش نیست که دائمی کهنه و فرسوده شود یا موقتی ُهر از چندگاهی چندتاییش روی هم جمع شود ..مشکل از یک تفکر نهادینه شده است که همه ی ما رو وادار کرده که صرفا ارتباطی رو به رسمیت بشناسیم که به اصطلاح اینها آدمهابه هم حلال باشند ،ما باید صبور باشیم ؛یعنی امثال مایی که به روابط آزاد در جای خودش می اندیشند که به ازدواج هم در جای دیگه؛چاره اش فقط صبر هست ؛حتی اگه واسه ی زمونه ی ما هم نتیجه نده… باید زیرلایه های فرهنگی ما متحول شه که حرف یک روز ُ دوروز نیست…نباید از چاه درآمد و به چاله افتاد.

  17. Q-Mark
    ژوئیه 09, 2010 @ 10:57:36

    اتفاقا خیلی هم اخلاقی و خیلی خیلی هم انسانی بود! حرف 100ساله ی دل منو زدی! دستت طلا!!

  18. لاتاری
    ژوئیه 08, 2010 @ 23:53:27

    اگه در ایران زندگی نکنی و نیاز به ازدواج نباشه چی دوست دارم بدونم بدون اینکه برگه ای امضاء شه نوع زندگی و رفتار و انتظار فرقی با اون برگه امضاء شده داره ..برای من تعریف ازدواج و انتظارات سخته من در رابطه هیچ وقت انتظار نداشتم که طبق فکر من عمل شه و خواستم هر کدوم طبق انتخاب فکر خودمون عمل کنیم من از یه زندگی دو نفره ایده آل تعریفی ندارم به جوابی نرسیدم
    …..
    فکر کنم کامنتت خیلی عالی بود.ببین من مشکل با ازدواج ندارم.مشکل با قانون ایران دارم. میخوام زندگیم رو با یکی شریک شم .نمیخوام مطابق قانون جمهوری اسلامی خودم رو تقدیم کنم به دیگری دو دستی.در ضمن به نظرم میرسه ازدواج یک امر شهر داری ای بشه خوبه.ازدواج مذهبی با ایه و اینا بهم توهینه….اصلا بذار یه پست در این مورد بنویسم.فکر کنم باید یه سری چیز ها رو نوضیح بدم…مرسی از کامنتت.

  19. لاتاری
    ژوئیه 08, 2010 @ 23:37:03

    یه موقع هایی بهت فکر می کنم که چرا نمی خواهی ازدواج کنی ..فکر می کنم شاید برای وجودت نوعی ارزش قائلی که نمی تونی از اون فردیت خارج کنی یا شاید نه خودت می خواهی در بند دیگری قرار دهی نه دیگری در بند خودت ..شاید اجازه ورود وابستگی در هیچ زمینه ای بخودت نمی دی شاید بیشتر باید به مفهوم ازدواج فکر کنیم …و این اولین پستی بود که ازت خوندم و خوشم نیومد

  20. من یک متولد دهه ی 60
    ژوئیه 08, 2010 @ 20:59:00

    اگه از صیغه برای بودن با کسی که دوسش داریم استفاده کنیم که خیلی هم خوبه… ولی نشکل اینه که تو این جامعه، همه برای سوء استفاده از زنان ازش استفاده خواهند کرد و کلی معضل فرهنگی پدید میاد

  21. samin
    ژوئیه 08, 2010 @ 19:49:11

    این نظرت فقط برای یک طبقه خاصی عملیه.منظورم اینکه پدر و مادرا حتما مخالفن.منظورم طبعا همه نیست.ولی هر جور بهش نگاه کنی از ازدواج دائم منطقی تره

  22. teng
    ژوئیه 08, 2010 @ 16:37:39

    به نظر منم ایده جالبیه. منم قدیمتر ها راجع بهش نوشته بودم:

    http://tiny.cc/no9lr

  23. darkestespresso
    ژوئیه 08, 2010 @ 14:41:52

    من والا کاملا موافقم با این مقاله !
    البته کلا با صیغه موافق نیستم ولی در این جامعه صیغه تنها راه موجوده !

  24. armin salehi
    ژوئیه 08, 2010 @ 14:38:21

    حق با شما است خانم
    باید به صیغه طوری دیگری نگاه کرد
    مشکل این است که جامعه ی ما نمی خواهد از سنت های خودش رد بشود، حتی اگر در جاهایی این امکان وجود داشته باشد .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 31 مشترک دیگر بپیوندید