ترجیح میدهم عنوان اصلی سریال را استفاده کنم.چون وقتی سریال را میبینی می فهمی که منظور از سیتی نه شهر که خود سیتی است که معادلی در فارسی ندارد.چهار زن موفق در دنیای شلوغ مانهاتان .اره دارم سکس  و سیتی را میبینم و کلی ازش لذت میبرم.خیلی شدید با کارری (اگر اسمها را غلط تلفظ میکنم ببخشید چون من به زبان اسپانیایی میبینم و اسپانیایی ها خیلی بد اسامی انگلیسی را تلفظ میکنند)

احساس همذات پنداری میکنم.خیلی شبیه من است با ان ستون هفتگیش و مطالبش که بی شباهت نیست به کلاسی که قبل از کوچ به اسپانیا داشتم…با اکیپ دوستانش که شبیه دوستان منند و با دغدغه هایی که همه زنهای دنیا را به هم نزدیک میکند.

مسائلی که مطرح میشود همین دغدغه های ذهنی ماهاست: ایا میشود مردها را تغییر داد؟

ایا داشتن یک مرد یا بودن با او اینقدر مهم است که ادم موقع سکس وانمود کند که لذت میبرد؟

ازدواج  یا رابطه ازاد؟ ایا ازدواج ادم را از خودش دور نمیکند؟

کی عجیب تر است..مردها یا زنها؟

اینها اضافه میشود به دغدغه های همیشگی این چهار دوست: دوستم دارد؟ دوستم ندارد؟

لزبین بودن چطور است؟ ایا من نامرئی هستم که مردها من را نمی بینند؟ چرا باید یک مرد را تحمل کنم وقتی همان کار را یک وسیله برقی هم میتواند برایم بکند؟ چرا هیچ کس از من درخواست ازدواج نمیکند؟ نکند من همیشه مجرد بمانم؟

همه این سوال ها همراه با طنزی بسیار عالی  مجموعه را واقعا دیدنی کرده اند  و نه فقط برای زنها که دیدنش را موکدا به اقایان توصیه می کنم.شاید نتوانید این مجموعه را بفهمید.شاید به نظرتان مسخره و تصنعی برسد اما ان را مثل دارو تحمل کنید انوقت خیلی خوب می فهمید که چرا ما زنها بعضی وقت ها عکس العمل های عجیب و غریب نشان میدهیم…چرا یکهو زیر گریه میزنیم.میتوانید بفهمید توی دنیای ماها چی میگذرد. که کارهایتان چقدر از دید ماها بچگانه است بعضی وقتها و که همانقدر که شماها ما ار نمی فهمید ما هم شما را نمی فهمیم.دیدن این سریا را به دخترهای مجردی که دهه سوم عمرشان را میگذرانند توصیه می کنم تا بفهمند که در دنیا با مشکلاتشان تنها نیستند و به مردها تا بفهمند که زیر ظاهر موفق و همیشه مهربان دوستشا ن کدام زن است که نفس می کشد.