- پرلو بازی بسه.بازی بسه .

پرلو همانطوری که مچ دست من را لای دندان هایش گرفته و دارد با هام به شیوه خودش بازی میکند…یعنی دارد مچم را خورد میکند  ،اصلا تمایلی به اطاعت از صاحبش نشان نمی دهد.

به اقای پیر همسایه لبخند میزنم .  و  همانطور که به جد و اباد سگه فحش میدهم میگویم :اشکالی ندارد.

بهم میگوید : اخه موهاش خیلی میریزه…دلم نمی اید بهش بگویم که موهای پرلو کمترین مشکل من است.

سگ پانصد کیلویی اقای همسایه به بازی کردن!! خیلی علاقه دارد.البته چیزی که به نظر او و صاحبش بازی میرسد برای سوژه بازی مورد نظر نوعی حمله وحشیانه تلقی میشود .

 عادت دارد اول به ادم نزدیک میشود و بعد یکدفعه به طرز خیلی دوستانه دو تا دستش را میگذارد روی ادم و مچ ، بازو…یا هرچیز دیگری که اویزان باشد ازتان  را بین دندانهایش میگیرد..البته اگر دیر بجنبید  و دستتان را گیر نیاورد لباس را میگیرد و بعد از بازی باید حتما ان لباس را رفو کنید. امروز من ترجیح دادم مچم را قربانی کنم تا کت نوام اسیبی نبیند.

خلاصه پرلو به بازی !!!ادامه می دهد تا وقتی که موفق بشوید خودتان را از

 دستش خلاص کنید و باز به صاحبش لبخندی بزنید و جیم بشوید.ای

بابا.تمام لباس هایم غرق تف کف کرده پرلو است .راستی یکی به من بگوید

چجوری ممکن است ادم  با چنین موجودی به این سایز توی یک اپارتمان

100 متری زندگی کند؟و از ان بدتر….چطور ممکن است  ادم اسم چنین

غولی را مروارید بگذارد؟ ( پرلا در اسپانیایی میشود مروارید ..فکر کنم

اقاهه  کلمه را مذکر کرده و اسم سگ سفیدش را گذاشته پرلو)