شنبه ساعت 9شب:

تصمیم گرفتم مرتب باشم.  وقتی به ایستگاه اتوبوس رسیدم کارت بانکم را که همینطوری انداخته بودم توی کیفم در اوردم و مرتب گذاشتم توی کیف پولم و به خودم نهیب زدم که: اگر همیشه این کار را بکنی نظم عادت ذهنیت می شه.

..کارت دانشجوییم، کارت بیمه ام، کارت اقامتم ..کارت بانکم …عکس تو، خواهر کوچکه…..بابا( تنها نسخه ازتنها عکس بی سبیل و کراواتی بابا) ، مامان…

کارت  قرار ملاقات بعدی با دکترم.عکس خاتمی….

 بعد اتوبوس رسید و من سوار اتوبوس شدم.

و به این ترتیب بود که  همه مدارکم را یکجا گم کردم.