1.ما ازدواج می کنیم چون دیگر وقت ازدواجمان شده است.مادر بزرگ خاله و عمه مان

مدام غیر مستقیم بهمان می گویند که دلشان می خواهد ما را در لباس عروس ببینند و بچه ما را بغل کنند.

 

 

2.ما ازدواج  می کنیم چون خودمان هم دلمان می خواهد خودمان را توی لباس سفید ببینیم.حال می کنیم از اینکه توی فیلم با لباس بلند از پله ها ا ارایشگاه پایین بیایییم و شاهزاده پایین پله ها منتظر باشد.

 

 

3 ما ازدواج می کنیم چون پدر ومادرمان بهمان می گویند با این ادم خاص ازدواج نکنیم بنابر این ما فکر می کنیم که این ادم خاص یک چیز به درد خوری دارد و پدر و مادرمان نمی فهمند که عشق چیست.ما همیشه می خواسته ایم جلوی پدر ومادرمان بایستیم و چون تنهایی کار سختی است با کمک طرف این کار را می کنیم و تازه منت هم سرش می گذاریم.

 

4. ما ازدواج می کنیم چون مامان بابایمان بهمان می گویند که با این ادم خاص ازدواج کنیم.و ما  چون هیچوقت نتوانسته ایم نه بگوییم حالاهم نه نمی گوییم.و با طرف ازدواج می کنیم.اینجوری هر وقت طرف بد از اب در بیاید می توانیم تقصیر را بیاندازیم گردن پدر و مادرمان.

 

 

5. ما ازدواج می کنیم  چون یکعالمه مشکل با طرفمان داریم و فکر می کنیم که این مشکلات به این خاطر است که با هم زندگی نمی کنیم و که وقتی با هم زندگی کنیم این مشکلات حل می شود.

6.ما ازدواج می کنیم چون همه دور و بری هایمان ازدواج کرده اند و ما حال می کنیم که یک حلقه چاق الوی طلایی توی انگشتمان ببینیم.

 

7.ما ازدواج می کنیم چون هیچ کار دیگری نداریم انجام بدهیم.از زندگیمان کلافه شده ایم دلمان می خواهد زندگی خودمان..استقلال خودمان را داشته باشیم. بنا بر این ازدواج می کنیم.

ما ازدواج می کنیم چون نمی تونیم خانه جدا بگیریم و ازدواج ما را از شر زندگی با مامان و بابایمان خلاص می کند و در عین حال د یگر نمی توانند توی زندگیمان نظر بدهند.

 

 

8.ما ازدواج می کنیم چون یکعالمه هورمون داریم و حسابی هم فعال هستند اما چون یک عالمه هم تابو داریم و نمی توانیم با طرف سکس کامل داشته باشیم باهاش ازدواج می کنیم و فکر می کنیم که دیوانه وار عاشقش هستیم.

 

 

ماه رقصان تذکر به جایی داد که یادم رفته بود: ما ازدواج می کنیم که بزاییم.یا حداقل خانواده همسر محترم برای این ما را می گیرند که بزاییم!!!