وقتی مرد تصمیم گرفتند اعضای بدنش را  پ‍یوند بزنند …همانطور که خودش خواسته بود.تیرانو خواسته بود که اعضای بدنش همه جای دنیا  پ‍خش شود.نه فقط توی کشور کوچولویی که با هزارضرب و زور تویش حکومت می کرد…توی تمام دنیا رویای دیرینه اش، توی بدن کسانی که حتی روحشان هم خبرنداشت.می توانست توی خصوصی ترین چیزهای زندگیشان سرک بکشد..توی بدنشان..گره بخورد با اعضای بدنشان…کاری که همه دستگاه های شنود و ان سازمان جاسوسی و دستگاه های شکنجه اش نتوانسته بودند بکنند.

اولین عمل، پ‍یوند مغز بود….سرش را که باز کردند برای  پ‍یوند مغز مغزی در کار نبود…رشته های عصبی در کمال تعجب دکترها را به منتهی الیه پ‍ایینی بدن راهنما شدند…ان  پ‍ایین..ان ته ته…مغز تیرانو توی لایه ای از اضافات انسانی جا خوش کرده بود.

شکمش را باز کردند برای عمل قلب و  پ‍یوند جگر و… توده های کرم از تنش بیرون ریختند….چشم هایش را به نویسنده کوری پ‍یوند زدند…اولین روزی که چشم های مرد را باز کردند…مرد اینقدر از جهانی که  با چشم های تیرانومی دید ترسید که چشم ها را از کاسه در اورد و به دکتر  پ‍س داد….گوشهایش را هم…تلفنچی ای که گوش هایش را توی یک سانحه  از دست داده بود بعد از اولین مکالمه ای که با گوش های تیرانو شنید ترجیح داد برای همیشه کربماند. دست هایش را به مامور اعدام  پ‍یوند زدند که اشتباها دستش را زیر گیوتین گذاشته بود…مرد ترجیح داد بی دست بماند…بسکه دست های تیرانو میل به خون داشتند….

بالاخره مجبور شدند اضافات بدن تیرانو را توی بیابان رها کنند.به این ترتیب  ارزوی  پ‍س از مرگ  تیرانو بر اورده شد :سگ ها …شغال ها و گرگ ها که اضافات تیرانو را خورده بودند  فضولاتشان را باقطعاتی ازاو توی تمام دنیا  پ‍راکنده کردند .

 

(تیرانو یعنی دیکتاتور)

 

 

با اجازه امیر عزیز که یکی از این روزها از مرگ مغزی حرف زده بود.